ميتواند قسمتى از آن را ببخشد اگر زن امتناع كند و نپذيرد حق ندارد يعنى در صورتى كه مصلحت ايجاب كند و ولى روى مصلحت قسمتى را بخشيده باشد زن حق امتناع و اعتراض ندارد .
« وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى »
و اگر گذشت كنيد به تقوى نزديكتر است .
ابن عباس ميگويد اين جمله خطاب به شوهر و زن هر دو است ولى شعبى ميگويد اين خطاب فقط به شوهر است و ميگويد اگر به صورت جمع بيان شده براى اينست كه مخاطب همه مردان و شوهراناند ولى قول ابن عباس صحيحتر است .
نزديك بودن بخشش به تقوى از دو نظر است :
1 - كسى كه از حق خود مىگذرد و آن را مىبخشد قطعاً حق ديگرى را به ستم نميگيرد بنا بر اين گذشت به تقوى نزديكتر است .
2 - كسى كه از حق قانونى و شرعى خود صرف نظر مىكند نزديكتر است كه نافرمانى و گناه خدا نكند در گرفتن آنچه حق او نيست .
« وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ »
- احسان و بزرگوارى نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد كه با حسابگرى كامل و بدون سر سوزن گذشت حقوق خودتان را از يكديگر بگيريد نه ، گذشت و بزرگوارى را از ياد نبريد .
اين آيه اول ، حكم قطعى مرد و زن را بيان مىكند كه مرد بايد نصف مهر را بدهد و زن حق ندارد زايد بر آن را مطالبه و درخواست كند ولى بعداً راه احسان و گذشت را نيز نشان داده و به آن ترغيب مينمايد .
« إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ »
خدا بر آنچه عمل ميكنيد بينا و آگاه است .
از سعيد بن مسيب نقل شده است كه اين آيه ناسخ حكم « متعه » و بهرهمند ساختن زن از امكانات است زيرا اين آيه فقط وجوب دادن نصف مهر را بيان مىكند .
ولى ابو القاسم بلخى آن را نپذيرفته و ميگويد اصولا اين آيه با مورد آيه سابق دو تا است زيرا اين آيه درباره زنانى است كه مهرشان معين شده و تماسى با آنها صورت نگرفته در حالى كه آيه گذشته درباره زنانى است كه مهرشان معين نشده و تماسى نيز