فصيله يك مرد : فرزندان پدر اوست به اينجهت كه از يك اصل و ريشه ( يعنى پدرش ) جدا شدهاند .
فصل : افتراق و جدايى تشاور : مشورت كردن مأخوذ از شور .
مشورة : گرفتن و بيرون آوردن رأى مستشار .
اشاره : با انگشت نشان دادن .
مشيره : انگشت سبابه را گويند چون معمولا با آن نشان مىدهند .
شاره : هيئت و لباس نيكو ( زيرا بواسطهء حسن و زيبايى مورد اشارهء مردم است )
تفسير :
پس از آن كه خداوند حكم طلاق را بيان كرد بدنبال آن احكام كودكان را در حال شيرخوارگى و تربيت آنها و آنچه در مورد پوشش و نفقه آنان واجب است شرح مىدهد
« وَ الْوالِداتُ »
مادران
« يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ »
( فرزندان خود را شير مىدهند ) اگر چه اين آيه به صورت جمله خبريه گفته شد ولى منظور از آن امر مىباشد يعنى بايد فرزندان خود را شير بدهند مثل اين كه در جاى ديگر مىفرمايد :
« يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ »
« 1 » ( زنان طلاق داده شده انتظار مىكشند يعنى بايد انتظار بكشند ) .
و اين اندازه از تصرف در كلام جايز است و اشكال آن نيز رفع مىگردد . چه اگر جملهء خبريه به معناى خودش باشد امكان دروغ ميرود چه ممكن است دوران شير دادن زيادتر يا كمتر از دو سال گردد ( ولى اگر به معناى امر باشد بىاشكال خواهد بود ) .
و مثال ديگر اين كه « دو درهم تو را كافى است » ( يعنى به دو درهم قناعت كن ) و بعضى گفتهاند خبر به معناى امر است و تقدير آن چنين است « مادران فرزندان خود را به استناد حكمى كه خدا بر بندگان خود واجب كرده است دو سال شير ميدهند » و اين جمله حذف شده و عبارت بر آن دلالت مىكند .
و اين امر وجوبى نيست بلكه استحبابى است يعنى مادران به شير دادن فرزند
هامش
( 1 ) - آيه 228 از سورهء بقره