بيان آيه 233
شرح لغات :
يرضعن : شير ميدهند : از مصدر ( رضع ) بمعنى مكيدن پستان براى نوشيدن شير يا هنگام نوشيدن شير .
ارضعت المرأة : يعنى زن شير داد . و مرضعه : يعنى زن شير دهنده ( دايه ) .
مرضع : صاحب شير .
حولين : دو سال ، مفردش : حول .
حول : در اصل بمعنى انقلاب و دگرگون شدن است ( حال الشيء عما كان عليه ) يعنى شىء از حالت سابق خود دگرگون شد .
استحاله در كلام نيز از همين معنى است : چون از درستى دگرگون مىشود .
گويند حول مأخوذ از انتقال است ( يعنى جابجا شدن ) از تحول عن المكان يعنى از اين مكان بجاى ديگر منتقل شد .
كسوت : پوشش ، مصدر بمعنى پوشيدن لباس و نيز به معناى خود لباس هم آمده .
لا تكلف : تكليف نميشود . تكليف الزام و وارد كردن به كارى سخت و مشكل است و اصل تكليف از كلف بمعنى ( ظاهر شدن اثر مىباشد ) و بنا بر اين تكليف را از اين رو تكليف مىگويند كه انسان را ملزم مىكند به چيزى و كارى كه اثر آن در وى ظاهر مىشود .
تكلف : تحمل است .
وسع : طاقت و توانايى مأخوذ است از وسعت راه كه امكان رسيدن بهدف در آن هست چنان كه اگر راه تنگ باشد امكان پيمودن و رسيدن بهدف نيست .
فصال : باز گرفتن از شير . از اينرو به بازگرفتن از شير فصال گويند كه كودك را از پستان مادر جدا مىكنند و بغذاى ديگر معتاد مىسازند .