و بعضى گفتهاند مراد از
« شَهِدَ اللَّهُ »
اين است كه خداوند چنين حكم كرده است ( ابى عبيده ) و زجاج مىگويد واقع معنى اين جمله اين است كه خداوند داناى به آن است چه شاهد و گواه كسى است كه آنچه ميداند ميگويد و از همين قبيل است كه مىگويند : فلان شخص نزد قاضى گواهى داد يعنى آنچه ميدانست گفت .
بنا بر اين ، خداوند پديد آمدن مخلوقات خويش را گواه بر يكتايى خود مىآورد و ضمناً مىفهماند چيزهايى كه او پديد آورده كسى قدرت ندارد حتى يكى از آنها را بوجود آورد .
« وَ الْمَلائِكَةُ »
و ملائكه با ديدن عجائب و بزرگى قدرت ، گواهى به يگانگى خدا ميدهند .
« وَ أُولُوا الْعِلْمِ »
و دانشمندان نيز بواسطهء شگفتيهايى كه از جهان آفرينش برايشان ثابت شده و مىدانند غير از خداوند كسى توانايى پديد آوردن آنها را ندارد ، بر يكتايى او گواهى مىدهند .
و حسن گفته در آيه تقديم و تأخير است و واقعش چنين است گواهى ميدهد خداوند بر اين كه نيست معبودى جز او .
« قائِماً بِالْقِسْطِ »
و شَهادة ميدهند ملائكه بر اين كه نيست خدايى جز آن .
خداى يگانه كه عدل به او پايدار است و دانشمندان گواهى ميدهند كه نيست خدايى جز آن خداى يكتا كه عدل او پايدار است و قسط ، عدالت است « اصل عدالت يعنى قرار دادن هر چيزى در محل خودش » كه آسمان و زمين بر پرتو عدالت برقرار است ، و همين معنا را دانشمندان ما ( شيعه ) نيز گفتهاند .
و مراد از
« أُولُوا الْعِلْمِ »
دانشمندان مؤمن مىباشند ( سدى و كلبى ) و ممكن است معنى
« قائِماً بِالْقِسْطِ »
اين باشد كه اجراء امور و كارهاى بندگان و پاداش كردارها از روى عدالت است چنان كه گفته مىشود فلانى قائم بتدبير است يعنى كارهايش اساسى و منظم مىباشد و جهت اين كه
« لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
دو مرتبه ذكر شده اين است كه در اول ، فقط در صدد بيان اين مطلب است كه خدا يكتا است و غير او كسى نيست ولى در قسمت دوم