است كه الفاظ آنها تكرار شده باشد مثل داستان حضرت موسى ( ع ) و مانند آن ( از ابن زيد ) .
5 - محكم آن است كه تفسير و تأويل آن معين و معلوم است و « متشابه » آياتى است كه تفسير و تأويل آنها معين نيست مانند « قيام ساعت » ( از جابر بن عبد اللَّه )
« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ »
پس كسانى كه در دل آنان رو گردانى از حق و توجه بباطل است
« فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ »
پس به علت گمراهى خود و نيز براى گمراه كردن و فاسد كردن دين مردم براى هدف و دين نادرست خويش به آنچه متشابه است استدلال و احتجاج مىكنند و اقوال ديگرى نيز در اين كه چرا آنان از متشابهات پيروى مىكنند گفته شده است :
1 - از اين جهت كه براى مردم كم فهم و ضعيف مطلب را مشتبه گردانند ( مجاهد ) 2 - براى بدست آوردن شرافت و ثروت چنين مىكنند بنا بر اين كه مقصود از كلمهء « فتنه » مال و ثروت باشد . چنان كه در موارد زيادى در قرآن ، خداوند از ثروت به فتنه تعبير كرده است .
3 - منظور از « فتنه » كفر است و اين معنا از امام جعفر صادق ( ع ) نقل شده است و ربيع و سدى نيز همين را گفتهاند .
« وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ »
( و نيز از متشابهات پيروى مىكنند ) كه بر خلاف حق آن را تفسير نمايند و بعضى گفتهاند : آنان چنين مىكنند براى بدست آوردن سرانجام كار محمد به حساب « جمل » و شاهد اين كه تأويل گاهى به معناى عاقبت و سرانجام است آيه كريمه :
« ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا »
« 1 » مىباشد ( بازگشت به خدا و رسول ) ( براى شما بهتر و خوش عاقبتتر است ) و در عرب معروف است تأويل را به معناى آخر ، و عاقبت استعمال مىكنند .
و زجاج مىگويد : معناى طلب نمودن تأويل آنها اين است كه مىخواستند برانگيختن و زنده شدن خود را بفهمند . از اين رو خداوند به آنها اعلام مىدارد كه
هامش
( 1 ) - آيه 58 از سوره نساء