مراد و منظور ، روشن و معلوم باشد مانند آيه
« إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً
« 1 »
»
( خداوند به مردم اصلا ستم نمىكند ) و مانند
« إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ
« 2 »
»
( خدا به مقدار ذرهاى به كسى ستم نميكند ) و امثال اين آيات كه فهم آنها نياز به قرينه و دليلى ندارد و در مقابل آن متشابه است كه بدون قرينه ، مراد و مقصود از ظاهر آن معلوم نيست مانند آيه كريمه :
« وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ »
« 3 » ( خداوند او را دانسته گمراه كرد ) و مسلماً مىدانيم كه معناى گمراه كردن در اين آيه با گمراه كردن در آيهء
« وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ »
« 4 » ( سامرى آنان را گمراه كرد ) فرق دارد زيرا گمراه كردن سامرى كارى است زشت و قبيح در حالى كه گمراه كردن خدا ( به معناى صحيح آن ) چون از روى مصالح است امرى است نيكو . همين تعريف براى محكم و متشابه است كه مجاهد مىگويد « محكم چيزى است كه معناى آن با معناى ديگر اشتباه نشود و متشابه چيزى است كه معناى آن با معناى ديگرى اشتباه شود .
و اشتباه در اين امور دينى مثل يكتاپرستى و نفى تشبيه و نفى ظلم واقع مىشود چنان كه در مثل آيه
« ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
« 5 »
»
ممكن است معنا شود : « خدا بر عرش تكيه زده » كه خدا مانند شخصى كه بر تخت مىنشيند بر عرش جلوس كرده باشد و ممكن است به معناى غلبه و تسلط خدا بر عرش باشد . و روشن است كه معناى اول درباره خدا غير ممكن است .
2 - محكم ، آياتى است كه آيات ديگر را نسخ مىكند و متشابه آيات نسخ شده است ( ابن عباس ) 3 - محكم ، آياتى است كه تنها يك معنا مىتوان از آن بدست آورد ولى « متشابه » آياتى است كه دو معنا يا بيشتر مىتواند داشته باشد . ( از محمد بن جعفر بن زبير و ابو على جبائى ) .
4 - « محكم » آياتى است كه عبارات آنها تكرار نشده باشد و « متشابه » آياتى
هامش
( 1 ) - آيه 44 سوره يونس
( 2 ) - آيه 40 سوره نساء
( 3 ) - آيه 23 سوره جاثيه
( 4 ) - آيه 85 سوره طه
( 5 ) - آيه 54 از سوره اعراف