و خير ميخواند و از زشتى باز ميدارد و اين حقيقت « حكمت » است . از رسول اكرم روايت شده است كه فرمود : « خداوند به من قرآن داد و از حكمت نيز مانند قرآن به من عنايت فرمود و خانهاى كه در آن بهرهاى از حكمت نباشد خراب است ، فقه و دانش فرا گيريد و در حال جهل و نادانى و بىخبرى نميريد » .
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ »
و بهر كس كه حكمت ( بهر وجه و تفسير ) داده شد .
« فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
پس خير فراوان به او داده شده است .
« وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ »
از آيات الهى پند و اندرز نميگيرد جز خردمندان .
بديهى است كه منظور از اين « لب » كه به معناى عقل و خرد است نه آن عقلى است كه در همه انسانهاى مكلف هست كه يكى از شرائط تكليف است بلكه منظور آن عقلى است كه در راه اطاعت خدا به كار افتاده است و علت اينكه به اين عقل « لب » گفته شده اينست كه لبّ ميوه ، مغز آن است و اين عقل ، مغز ، و گرانبهاترين ميوهء وجودى انسان مىباشد .