تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
علت انتقال ابراهيم از دليل اول به اين دليل دو چيز است : 1 - پس از پايان دليل اول براى تحكيم مطلب ، دليل ديگرى مىآورد مانند هر حكيم و محقق كه براى اثبات يك مطلب چند دليل ذكر مىكند بنا بر اين وجه ، انتقال نيست . 2 - بدنبال استدلال اول كه نمرود گفت من زنده ميكنم و ميميرانم ، ابراهيم ميخواهد اثبات كند باطل بودن اين ادعاى او را ، به اينكه آن كس كه مرده زنده مىكند ميتواند خورشيد را از مشرق بياورد يعنى خداى عالم ، اينك كه تو مىگويى اين من هستم كه مرده زنده ميكنم پس خورشيد را از مغرب بياور و اگر ابراهيم غير از اين راه را مىپيمود و با او وارد اين بحث ميشد كه اصولا محال است غير خدا كسى مرده را زنده كند شايد براى بسيارى از كسانى كه در مجلس بودند مطلب مشتبه ميشد و هدف انبياء بيان حقايق و روشن كردن امور است از هر راه كه امكان داشته باشد و آنها براى جدل و پيروزى بر دشمن مبعوث نشده بودند . از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه ابراهيم به نمرود گفت اگر راست مىگويى ، آن كسى را كه كشته‌اى زنده كن و پس از آن ، به او گفت خدا خورشيد را از مشرق مىآورد و تو آن را از مغرب بياور .
« فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ »
: نمرود كه كافر شده بود متحير و سرگردان گشت و ديگر بيانى و دليلى نداشت كه بگويد . سؤال : ممكن بود نمرود متقابلا همين درخواست را از ابراهيم بنمايد كه تو بگو ، خدايت خورشيد را از مغرب بياورد ، پس چرا چنين درخواستى نكرد ؟ پاسخ : دو جواب براى اين سؤال گفته‌اند : 1 - نمرود وقتى آن همه آيات و نشانه‌هاى قدرت الهى در حركات ابراهيم ديد ترسيد كه اگر درخواستى كند فورى ابراهيم آن را نيز عملى كند و نمرود بيش از پيش رسوا شود .