پشت سر آنها است يعنى امور آخرت ( از : مجاهد ، سدى ) .
2 - ميداند غيب مربوط به گذشته
( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ )
و غيب مربوط به آينده
( وَ ما خَلْفَهُمْ )
( از ابن جريح ) .
3 - ميداند آنچه هنوز نيامده و نشده و در پيش رو است
( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ )
و آنچه گذشته و واقع شده و پشت سر قرار گرفته است
( ما خَلْفَهُمْ )
( از ضحاك ) .
« وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ »
به چيزى از دانش او احاطه ندارند . مقصود از كلمه « علم » در اينجا « معلوم » است يعنى به معلومات او احاطه ندارند و احاطه ، ادراك و دانستن چيزيست به آن صورت كه در واقع هست .
« إِلَّا بِما شاءَ »
مگر آنچه را كه خود او بخواهد كه ديگران بدانند و آنان را آگاه كند .
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
در معناى « كرسى » چند قول است :
1 - علم و آگاهى خدا آسمانها و زمين را فرا گرفته است ( از ابن عباس ) و از حضرت امام باقر و امام صادق عليهما السلام نيز همين وجه نقل شده است و به دانشمندان كلمه « كرسىها » گفته شده است زيرا قوام دين و دنيا بدانها بستگى دارد .
2 - كرسى همان عرش است ( از حسن ) .
3 - مراد از « كرسى » پادشاهى و سلطنت و قدرت است همانطور كه ميگويند :
« اجعل لهذا الحائط كرسياً » براى اين ديوار ستونى قرار بده كه كرسى به معناى ستون استعمال شده است و معناى آيه اينست كه قدرت و عظمت او آسمانها و زمين را فرا گرفته است .
4 - « كرسى » تختى است غير از « عرش » و نقل شده كه از ابى عبد اللَّه و نزديك به آن نقل شده از « عطا » كه آسمانها و زمين در مقابل « كرسى » نيست جز چون حلقهاى در يك بيابان و « كرسى » نسبت به عرش نيز مانند حلقهاى است در بيابان .
« وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما »
يعنى بر خداوند حفظ آسمانها و زمين سنگين و سخت نمىباشد .
« وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ »
- او بالاتر است از مانندها و ضدها و مثلها و از آنچه نشانه نقص و دليل حدوث است و او توانا است و عظيم الشأن كه هيچ چيز او را ناتوان نميكند