« لا إِلهَ إِلَّا هُوَ »
: احدى جز او سزاوار پرستش و خدايى نيست .
« الْحَيُّ الْقَيُّومُ »
: زندهاى كه قائم است به تدبير خلق از آفرينش ابتدايى مردم و سپس روزى دادن به آنها همانطور كه ميفرمايد :
« وَ ما مِنْ
« 1 »
دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها »
هيچ جانورى در روى زمين نيست مگر اينكه روزيش با خداست .
اين وجه را « قتاده » گفته است .
بعضى « قيوم » را به معناى عالم و داناى به امور گرفتهاند مثل اينكه ميگويند « هذا يقوم بهذا الكتاب » يعنى اين شخص به اين كتاب عالم و دانا است .
سعيد بن جبير و ضحاك ميگويند « قيوم » به معناى دائم و جاويد است .
« حسن » قيوم را به اين معنا گرفته او قائم بر هر فردى است كه بدانچه عمل كند پاداش دهد و خود ، آگاه و عالم به كردار آنها است .
لفظ « قيوم » با تمام اين معانى سازگار است .
« لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ »
او را نه چرت و نه خواب سنگين ميگيرد بعضى گويند يعنى او غافل از مردم نميگردد و آنها را فراموش نمينمايد و همانطور كه به شخص غافل ميگويند تو خوابى يا چرت مىزنى و منظور بيان غفلت آنها است .
« لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ »
براى اوست سلطنت و تصرف آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است .
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
كيست كه شفاعت كند نزد او جز به اجازهاش اين جمله استفهامى است كه معناى انكار و نفى دارد يعنى شفاعت نميكند در روز قيامت كسى براى ديگرى جز به اجازه خدا و امر خدا چون مشركان مى - پنداشتند كه بتها براى آنان شفاعت ميكنند .
« يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ »
ميداند آنچه روبرو و آنچه پشت سر ايشان است . در تفسير و بيان اين آيه وجوهى گفتهاند :
1 - ميداند آنچه در مقابل آنها است يعنى چيزهايى كه در دنيا واقع شده و آنچه
هامش
( 1 ) - آيه 6 از سورهء هود