تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
در اين هنگام صداى گريهء فاطمه ( س ) بلند شد ، سپس پيامبر ( ص ) به فاطمه ( س ) فرمود : « سوگند به خدا قطعا خداوند از ظالمان انتقام مىگيرد ، و براى خشم تو ، خشمگين مىشود ، واى سپس واى بر ستمگران » . آنگاه رسول خدا ( ص ) گريه كرد ، على ( ع ) مىفرمايد : « سوگند به خدا از گريه آنحضرت آنچنان بىتاب شدم كه گمان كردم پارهء تنم از من جدا شده است ، قطرات اشك از چشمان او فوران كرد به طورى كه محاسن و روپوشش از اشكهاى او تر شدند ، و او در اين هنگام از فاطمه ( س ) جدا نمىشد ، و سرش روى سينهء من بود ، و من تكيه گاه او بودم ، و حسن و حسين ( ع ) كنار پاى او ، پا به پا مىكردند و با صداى بلند مىگريستند . اگر بگويم جبرئيل ( ع ) در خانه حضور داشت ، راست گفته‌ام ، زيرا صداى گريه و نغمه‌اى مىشنيدم كه صاحبش را نمىشناختم ، ولى مىدانستم كه بدون شك صداى گريه فرشتگان است ، با توجّه به اينكه جبرئيل ( ع ) در مثل چنين شبى از پيامبر مفارقت نمىكند ، گريه‌اى از فرشتگان شنيدم كه گمان كردم همهء آسمانيان و زمينيان گريه مىكنند . سپس پيامبر ( ص ) به فاطمه ( س ) فرمود : « اى دخترم خداوند جانشين من بر شما است و او نيكو جانشينى است ، سوگند به خداوندى كه مرا به پيامبرى برانگيخت ، از گريه تو ، عرش خدا و فرشتگان پيرامون عرش و اهل آسمان و زمين و بين آن دو گريستند » .

وصيت پيامبر ( ص ) در شب رحلت به على ( ع )

شيخ طوسى به اسناد خود از امام صادق ( ع ) و او از پدرانش نقل مىكند كه رسولخدا ( ص ) در آخرين شب زندگيش به على ( ع ) فرمود : اى ابو الحسن ! صفحه و دواتى را به اينجا بياور ، او رفت و آورد ، پيامبر ( ص ) وصيت خود را چنين به على ( ع ) املاء كرد :