تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
: « زيرا آن خواهر بيشتر از آن برادر به پدرش نيكى مىكند » . * * * عمرو بن سائب مىگويد : رسول خدا ( ص ) روزى نشسته بود ، پدر رضاعى آنحضرت وارد شد ، پيامبر ( ص ) برخاست و قسمتى از لباس خود را در زمين پهن كرد و او بر آن نشست . سپس مادر رضاعى آنحضرت وارد گرديد ، پيامبر ( ص ) قسمت ديگر از لباسش را بر زمين گستراند و او بر آن نشست ، سپس برادر رضاعى او وارد شد ، پيامبر ( ص ) برخاست و او را در پيش روى خود نشاند . پيامبر ( ص ) گاهى لباس و غذا براى ثويبه كنيز ابو لهب كه به پيامبر ( ص ) در دوران شير خوارگى شير داده بود مىفرستاد ، وقتى كه ثويبه از دنيا رفت ، پيامبر ( ص ) از نزديكان او پرسيد كه اگر خويشاوند نزديك دارد به آنها كمك كند ، گفته شد كه او در اين ديار خويشاوندى ندارد . و روايت شده : خديجه ( س ) به پيامبر ( ص ) گفت : « مژده باد به تو ، سوگند به خدا هرگز خداوند تو را خوار نمىكند چرا كه تو صلهء رحم مىنمائى ، و رنجها را تحمل مىكنى ، و از غايب‌ها جويا مىشوى ، و مقدم مهمان را گرامى مىدارى و مردم را در مصائب و گرفتاريها يارى مىنمائى » .

تواضع و فروتنى پيامبر ( ص )

با اينكه پيامبر ( ص ) داراى عاليترين مقام بود ، از همهء مردم بيشتر تواضع داشت تا آنجا كه خداوند او را مخيّر ساخت بين اينكه عبد و بندهء متواضع باشد و يا فرشته رسول ، بىآنكه از مقامى كه در نزد خدا دارد كاسته گردد ، آنحضرت اختيار كرد كه بندهء متواضع و رسول باشد . ابو امامه مىگويد : رسولخدا ( ص ) در حالى كه عصا در دست داشت به سوى ما آمد ، ما همه به احترام او يك جا برخاستيم .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 175 | الشيخ عباس القمي / محمد محمدى اشتهاردى