اجابت كرد ، و به سوى دعوت شدگان حركت نمود ، در مسير راه يك نفر ديگر به رسولخدا ( ص ) پيوست ، و در نتيجه همراهان آنحضرت ، شش نفر شدند ، وقتى كه پيامبر و همراهان به نزديك خانهء دعوت كنندگان رسيدند ، پيامبر ( ص ) به مرد ششم فرمود : اين قوم تو را دعوت نكردهاند ، در اينجا بنشين تا در نزد قوم از تو ياد كنم و براى ورود تو اجازه بگيرم .
شركت در كارها
از طريق روايات اهل تسنّن نقل شده : پيامبر ( ص ) در سفرى همراه ياران بود ، دستور فرمود : تا گوسفندى را ذبح كرده و گوشتش را آماده سازند .
يكى گفت : ذبح آن با من .
ديگرى گفت : پوست كندن آن با من .
سوّمى گفت : پختن آن با من .
پيامبر ( ص ) فرمود : جمع كردن هيزم براى تهيه آتش با من .
حاضران گفتند : اى رسولخدا ، شما زحمت نكشيد ، ما انجام مىدهيم .
پيامبر ( ص ) فرمود : « مىدانم كه شما بجاى من كارها را انجام مىدهيد ، ولى من دوست ندارم كه در ميان شما امتياز داشته باشم ، زيرا خداوند از بندهاش نمىپسندد كه او را در ميان اصحابش ، جدا و داراى امتياز بنگرد » .
آنگاه پيامبر ( ص ) برخاست و به گرد آورى هيزم پرداخت .
و نيز نقل شده : رسولخدا ( ص ) در يكى از سفرها فرود آمد تا با همراهان نماز بخواند ، ولى قبل از نماز به سوى محل شتران حركت كرد ، شخصى از او پرسيد :
كجا مىروى ؟
فرمود : مىخواهم ( پاى ) شترم را ببندم .
همراهان گفتند : ما اين كار را انجام مىدهيم .
فرمود : « هيچگاه شما حتى در كوچكترين موضوع ( تا مىتواند ) كمك از