تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و نيز مردم كودك كوچك خود را نزد آنحضرت مىآوردند تا براى او دعا كند يا نام گذارد ، پيامبر ( ص ) كودك را از آنها مىگرفت و بر دامنش مىگذاشت ، تا به خانوادهء كودك احترام كرده باشد ، و چه بسا آن كودك ادرار مىكرد ، و بعضى از حاضران بر كودك فرياد مىزدند ، پيامبر ( ص ) مىفرمود : ادرار كودك را قطع نكنيد تا ادرارش تمام شود ، و پس از دعا يا نامگذارى كودك ، كودك را به خانواده‌اش تحويل مىداد ، و خانوادهء كودك از اين گونه برخورد پيامبر ( ص ) خوشنود مىشدند ، و چنان مىفهميدند كه حضرت از ادرار كردن كودكشان ، ناراحت نشده است ، وقتى كه آنها مىرفتند ، پيامبر ( ص ) لباس خود را مىشست . روايت شده : مردى وارد مسجد شد ، رسول اكرم ( ص ) تنها در مسجد نشسته بود ، برخاست و جا باز كرد و فرمود : بفرمائيد بفرمائيد . آن مرد گفت : اى رسول خدا ! مكان وسعت دارد . پيامبر ( ص ) فرمود : « حق مسلمان بر مسلمان اين است كه وقتى كه ديد مسلمانى مىخواهد بنشيند ، برخيزد و متواضعانه از او احترام كند » .

اسلام يهودى ، چرا ؟

در روايات آمده : امير مؤمنان على ( ع ) در سفرى با يك يهودى ( يا مسيحى ) همسفر شد ، يهودى از آنحضرت پرسيد ، كجا مىروى ؟ فرمود : به كوفه مىروم . وقتى كه به دو راهى رسيدند كه يكى از آن راهها راه كوفه بود ، على ( ع ) در آن راهى كه يهودى حركت مىكرد ، به راه خود ادامه داد ، يهودى پرسد : مگر شما نگفتى كه به كوفه مىروم ؟ على ( ع ) فرمود : آرى به كوفه مىروم . يهودى گفت : پس چرا در اين راه مىآئى ، با اينكه مىدانى اين راه ، راه كوفه نيست ؟ على ( ع ) فرمود : اين روش براى كامل نمودن خوش رفتارى با رفيق راه است