گفتارى ديگر در شأن پيامبر ( ص )
عايشه ( يكى از همسران رسولخدا ) مىگويد : هيچكس داراى حسن خلق پيامبر ( ص ) نبود ، و هيچكس از اصحاب يا دودمان آنحضرت ، او را دعوت نكرد مگر اينكه آن بزرگوار به دعوت او جواب مثبت داد .
جرير بن عبد اللّه مىگويد : از آن هنگامى كه قبول اسلام كردم ، هيچگاه بين من و رسولخدا ( ص ) حجابى نبود ( هر وقت خواستم به محضرش رسيدم ) و هر وقت او را ديدم ، خنده بر لب داشت ، او با اصحاب خود مأنوس بود و با آنها مزاح مىكرد و گفتگو مىنمود ، و با كودكان آنها مهربانى مىكرد و آنها را در كنار خود مىنشانيد و به آغوش مىگرفت و دعوت آزاد و برده و كنيز و فقير را مىپذيرفت ، و از بيماران در دورترين نقاط مدينه عيادت مىكرد ، و جنازهها را تشييع مىنمود ، و معذرت عذر خواهان را مىپذيرفت ، و در خوراك و پوشاك با بردگان و كنيزانش امتيازى نداشت ، هر حاجتمندى از غلام و كنيز و آزاد ، نزد او مىآمد ، در حالى كه حاجتش برآورده شده از نزد او بر مىخاست ، او درشت خو و خشن نبود ، وقتى مىنشست تكيه نمىداد و از ديگران پيشى نمىگرفت ، و نگاه طولانى به چهرهء كسى نمىكرد ، هديهء ديگران را هر چند يك جرعه شير باشد مىپذيرفت ، و براى پروردگارش خشم مىكرد نه براى فرو نشاندن خواستهء نفس خود .
روايت شده : هرگاه پيامبر ( ص ) سوار بر مركبى بود ، اگر پيادهاى را در راه مىديد او را بر ترك خود سوار مىكرد ، و اگر آن پياده ، سوار نمىشد به او مىفرمود :
پيشاپيش من حركت كن ، و مرا در محلى كه مىخواهى به آنجا به روى درياب .
اجازه گرفتن براى نفر ششم
جمعى از مردم مدينه آنحضرت را به غذائى كه براى او و اصحابش كه پنج نفر بودند مهيّا كرده بودند دعوت كردند ، او همراه پنج نفر از اصحاب دعوت آنها را