داد اين مطلب را فهماند و هيچ سخنى نگفت . و از همين باب است اشاره با اعضاء و جوارح درين گفتهء شاعر :
نظرت اليها نظرة فتحيرت * دقائق فكرى فى بديع صفاتها
فاوحى اليها الطرف انى احبها * فاثر ذاك الوحى فى وجناتها
5
قرآن از وسوسههاى شيطان و زيبا جلوه نمودن نيات زشت آدمى به واسطه اين وسوسهها ، نيز با واژهء وحى تعبير كرده است مانند اين آيه :
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
( انعام 112 ) اين چنين ، ما براى هر پيامبرى از شياطين جن و انس دشمنى قرار داديم كه سخنان فريبنده و بىاساس ( براى اغفال مردم ) بطور سرى ( و درگوشى ) به يكديگر مىگفتند .
و آيهء :
وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ .
( انعام - 121 ) و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القاء مىكنند تا با شما به مجادله برخيزند .
چنان كه اين واژه را در مورد القائات الهى به فرشتگان نيز به كار برده و فرموده :
إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا
( انفال - 12 ) به خاطر بياوريد هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان وحى كرد من با شما هستم ، كسانى را كه ايمان آوردهاند ثابت قدم بداريد .
در موارد ديگرى وحى به اين معنى به كار برده شده كه خداوند ، فرشته را