معناى لغوى و اصل ماده « وحى » و « ايحاء » دور نشده است : در قرآن گاهى وحى به معنى الهام فطرى به انسان به كار رفته مانند :
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ . . .
( القصص - 7 ) به مادر موسى وحى كرديم كه فرزندت را شير ده .
و نيز :
وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَ بِرَسُولِي قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ
( مائده 111 ) به حواريون عيسى وحى كرديم كه به من و رسول من ايمان بياوريد ، آنها گفتند ايمان آورديم و خدايا شهادت ده كه ما تسليم شدگان هستيم .
و گاهى به معناى الهام غريزى موجود در حيوانات به كار برده شده مانند اين آيه :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ
( النحل - 68 ) پروردگارت به زنبور عسل وحى كرد كه از كوهها و درختان و سقفهاى بلند براى خود خانه برگيرد 4
در مورد ديگر وحى به معناى اشاره سريع به كار رفته است مانند :
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا
( مريم - 11 ) زكريا از محراب به سوى قومش بيرون آمد و به آنان اشاره كرد كه صبحگاهان و شامگاهان ( خداوند را ) تسبيح بگوئيد .
كه تفسير معروف اين است كه زكريا فقط با اشارات سريعى كه انجام