( 5 ) وى به اين جهت روى عدد چهار تكيه كرده كه در هر كدام از روايات سهگانه بخارى نام چهار نفر از حفاظ آمده و ما هم در يكى از حواشى قبلى اين روايات را آورديم .
روايت انس از اين هم فراتر رفته و تعداد حفاظ را در چهار محصور كرده است كه قطعا بعيد است و بايد اين روايت را تاويل كرد .
( 6 ) منظور قاسم بن سلام هروى ارذى خزاعى است كه كنيهاش ابو عبيد مىباشد و از بزرگان ائمه حديث و لغت و فقه است . مشهورترين كتابهاى وى « العزيب المصنف » ( كه هنوز هم محفوظ است ) و « الاموال » مىباشد در سال 224 هجرى در گذشته است ( تذكرة الحفاظ 52 تهذيب التهذيب 7 / 315 ) .
( 7 ) البرهان 1 / 242 .
( 8 ) الاتقان 1 / 124 .
( 9 ) استاد محمد ابو الفضل ابراهيم گفته است كه در دار الكتب المصريه يك نسخه فتوكپى از كتاب « طبقات القراء » به شماره 1537 موجود است كه از نسخه كيريلى به شماره 1116 عكس بردارى شده است ( مراجعه شود به البرهان 1 / 242 از حاشيه 2 ) زركشى اين كتاب را « معرفة القراء » ناميده است .
( 10 ) منظور ، حافظ شمس الدين ذهبى است كه نامش محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز مىباشد . وى يكى از بزرگان محدثين قرن هشتم و صاحب تأليفات زيادى در حديث است در سنه 748 در گذشته . ( مراجعه شود به الدرر الكامنه 2 / 298 ) .
( 11 ) واژه جمع به معناى حفظ است . مستشرق « شوالى » اين واژه را بررسى كرده و شواهد آن را جمعآورى نموده و به امهات مصادر اين بررسى نيز در كتاب تاريخ قرآن اشاره نموده :
Qoran
dES
gESchichTE
Wally
SEh
20 .
Cor
،
InTr
،
BlachErE
،
V
) 2
noTE
6 ،
QoranS
des
Sammlung
DiE
،
T . II
( 20
noTE
. ( 12 ) البرهان 1 / 242
. ( 13 ) مناهل العرفان رزقانى 1 / 313 .
( 14 ) همان مصدر 1 / 234 .
( 15 ) الاتقان 1 / 125 . سيوطى اين معلومات را از « طبقات القراء » ذهبى بدست آورده و خود نيز بدان اشاره نموده است .
( 16 ) وى ، محمد بن محمد بن محمد ، ابو الخير شمس الدين مشهور به الجرزى مىباشد ، در زمان خودش شيخ قاريان بود . از مشهورترين كتب او كتاب « النشر فى القراءات العشر » است . در سال 833 هجرى در گذشته است ( الاعلام 3 / 978 ) .
( 17 ) مناهل العرفان زرقانى 1 / 235 .
( 18 ) مستشرق بلاشر توانسته است عدد نويسندگان وحى را تا چهل شخص برساند :
( 12 .
P
، .
Cor
،
InTr
،
BlaEhErE
) وى اين عدد را از مقارنهء ميان نوشتههاى « شوالى » ، « بهل » و « كازانووا » به دست آورده است . كازانووا در اين باره به نصوصى اعتماد