علمى در دسترس بوده
77
بطوريكه « ابن بطوطه » جهانگرد معروف آن عصر در طى سفرهاى زيادى كه داشته بعضى از اين مصاحف يا قسمتهائى از آن را در غرناطه ، مراكش و بصره و بعضى از شهرهاى ديگر ديده است
78
. ولى آقاى « كازانوفا » پس از بيان اين اطلاعات دقيق و مفيد اظهار مىكند كه وى در ارزش تاريخى اين اطلاعات ترديد دارد . وى سپس از اينهم گامى فراتر مىنهد و نظرى را ابراز مىكند كه در عالم مطالعات و تحقيقات مربوط به قرآن ، نظرى كاملا بعيد و بدون طرفدار و جسورانه بشمار ميرود . وى نظر ميدهد كه مسأله استنساخ مصاحف رسمى بوسيلهء عثمان اصلا واقعيت ندارد و يك داستان ساختگى است كه در دوران خليفه عبد الملك بن مروان بوجود آوردند و هدف اين بود كه با اين قصه ، اعتبار اقداماتى مانند نقطه و اعراب گذارى را كه در عهد اين خليفه روى مصاحف انجام دادند بالا ببرند
79
. شگفتتر از اين ، اظهار نظر بعدى وى مىباشد كه كاملا دور از تقوى و احتياط يك محقق انجام گرفته و آنچنان بچهگانه است كه هيچ عاقلى آن را تأييد نمىكند و همكاران شرق شناس وى نيز آن را نپذيرفتهاند
80
، و آن اينكه « حجاج بن يوسف » اولين تدوينكنندهء قرآن بوده است
81
« بلاشر » در بارهء بىاساسى و فساد اين عقيده ميگويد :
« براى ما اصلا ممكن نيست اين گمان جسورانه را كه بر هيچ نص ثابت تاريخى استوار نيست بپذيريم »
82
. علاوه بر آنچه گفتيم ، چنين معروف است كه « ابن كثير »
83
كه از علماى قرن هشتم هجرى بوده « مصحف شام » را ديده است . وى در كتاب « فضايل القرآن » مىگويد :
« و اما مصاحف عثمانى امام ، امروز مشهورترين آنها مصحفى است كه در جامع دمشق ، در كنار ركن شرق مقصوره كه با ذكر خدا تزيين يافته است قرار دارد . اين مصحف در قديم در شهر طبريه بوده و سپس در حدود
مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: صبحي الصالح
ص١٣٠