موجب شود كه دروغگوئى آنان محرز و سوگند دروغشان ، به خداى عز و جل براى همگان معلوم شود و شنوندهاى در شأن آنان دچار شك و ترديد نباشد بلكه بدى اعمالشان و قباحت افترايشان را به خدا و پيامبر ( ص ) يقين كند .
اما وقف در لفظ جلاله در آيه
« وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ . . . »
بر مبناى قول كسانى است كه گفتهاند :
« وَ هُوَ اللَّهُ »
جملهاى مركب است از مبتدا و خبر ، و با قرائت « اللّه » كامل مىشود و اين قول نحاس است .
و بر اين مبنا جار و مجرور يعنى
« فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ »
يا به محذوفى متعلق خواهد بود كه حال است از مفعول « يعلم » و مفعول
« يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ »
است پس معنى چنين خواهد بود :
« يعلم سركم و جهركم حال كونهما فى السماوات و فى الارض » يعنى نهان و آشكار شما را در حالى كه در آسمان و يا زمين باشند مىداند ، يا متعلق به خود فعل « يعلم » است .
اين وقف از جهاتى ضعيف است :
جهت اول :
خبر دادن با اين جمله ،
« وَ هُوَ اللَّهُ »
با توجه به اينكه ، در ابتداى سوره ،
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ . . . »
آمده است فائدهاى نخواهد داشت .
جهت دوم :