أطراف سافله وستون فقرات وزحمتى بعمل معده وريه وقلب مىشود پس از ماه چهارم وپنجم بدن طفل قدرى محكم مىشود وميل دارد كه با چهار دست وپا راه برود وخود را بزمين مىكشاند ومىخواهد برخيزد نمىتواند بايد دايه زير بغل أو را بكيرد بلند كند اما نمىتوان تا ماه دوازدههم تا پانزدهم كه مىتواند خود تنها راه برود أو را بخود واكذاشت در زمان أول طفوليّت بواسطهء نرمى اعضاى أطفال ومتأثر شدن انها از أشياء خارجيّه بايد زمان تفرج انها كم باشد يعنى از نيم ساعت إلى يك ساعت بيشتر نباشد وبعد زمان آن را بتدريج زياد كنند نبايد چشمهاى أطفال را بروشنيهاى تند بخصوص باشعهء نورانيهء افتاب يا باتش افروخته شده انداخت بجهة اينكه اجزاء چشم در اين سن بسيار نازكند ونمىتوانند متحمّل چنان تحريكى بشوند چشم ضعيف يا فاسد مىشود واين ملاحظه بسيار مهمى است كه بايد بكنند بجهة اينكه زياد اتفاق افتاده است كه چشم طفل بدون اينكه علامت دردى داشته فاسد شده است وبايد اين احتياط را نيز در قوه سامعه كرد كه صداهاى بلند وشديد مثل صداى توب وتفنك دفعة بكوش انها نرسد كه مكرّر ديده شده است كه موجب حالت صرعى كشته است
قسم دويّم وقتىكه خود شروع بحركت مىكند
بايد يك مدتي از روز أو را بروى زمين يا بروى فرش يا بروى لحاف يا بروى مرغزار اكر خوب خشك باشد بكذارند كه در انجا بميل خود حركت وبازى كنند وهم خوبست كاهى أو را در كالسكه كوچكى كذارده بكردانند بعضي كفتهاند اكر انها را بخود واكذارند براي اينكه برخيزند وشروع براه رفتن كنند وبحالت طبيعي باشند خيلى بهتر است از اينكه انها را راست بكالسكه كوچكى بكذارند يا بهبندند وبكردانند چه در كالسكه سينهء انها فشرده شده شانهء انها بالا مىرود وبواسطهء اين فشار ودماغ خون در سر انها جمع مىشود وهمينكه خودشان مىتوانند بنشينند وخود را بروى زمين بكشانند جرئت پيدا