متأسفانه در خواندن آيهء فتح و ظفر شتاب كرده بوديم زيرا كه پس از عبور از دروازه باز هم مدت زيادى راهپيمائى در خرابهها ادامه داشت . اين خرابهها سابقا جزء محلات بيرون شهر بوده كه اكنون به كلى ويران و باراضى زراعتى تبديل گرديده است .
پيوسته از كوچهباغها ميگذشتيم و از يك رشته نقبهاى خراب عبور ميكرديم . اين نقبها باقيمانده بازارهاى قديمى هستند كه پس از انهدام محلات خارج شهر هنوز هم قسمتى از سقفهاى آنها برجاى مانده است .
عبور از اين خرابهها داستانهاى كتاب الف ليل را بخاطر ميآورد كه ميگويد مسافرين در ميان شهرهائى راه ميروند كه قرنها است بخواب ابد فرورفتهاند .
چون به زير سقف بازار خرابى ميرسيم صداى پاى اسبان و چرخهاى درشكه يك قطعه كاشى متعلق بقرن 17 كه از مسجد حاجى ربيع بدست آمده است ( كلكسيون مؤلف )
انعكاسى پيدا مىكند و همين كه از آن گذشتيم يك دفعه صدا قطع مىشود . بديوارهاى
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 887
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٨٨٧