كه در قرن شانزدهم ساخته شده است برويم و ساختمانهاى درون آن را تماشا كنيم زيرا كه رقاص دايرهزن
اكنون در آن بسته و متروك مانده است .
بطوريكه نقل ميكنند متروك ماندن آن به اين علت بوده كه سابقا غلامان سوار ظل السلطان براى تفريح و تعيش به اين محل ميآمدند و غذاهاى خوب ميخوردند و بجاى دادن پول با كاروانسرادار با خشونت رفتار ميكردند .
در اينجا هم داستانهاى اغراقآميز سارقين بين راه شيوع داشت . از جمله ميگفتند قزاقان روسى كه ما چند ساعت قبل آنها را ملاقات نموديم شبانه به دو نفر چهارپادار مسلح برخورده و به خيال اينكه سارق هستند به طرف آنها تيراندازى كرده و به آن دو نفر بيگناه سخت آسيب رساندهاند و اين قضيه موجب تنفر مسلمانان از روسها شده است .
دهكدهء گز
در ساعت 4 بعدازظهر بدهكدهء گز رسيديم كه آخرين ايستگاه قبل از اصفهان است . در اينجا كاروانسراى شاه عباسى متروك مانده و در نزديكى آن يك بناى خشت و گلى تازهسازى را چاپارخانه قرار دادهاند .
نايب چاپارخانه براى حركت ما اشكالتراشى ميكرد ولى ما چون مايل بوديم كه شب را در شهر اصفهان بسر بريم او را مجبور كرديم كه وسايل حركت ما را فراهم نمايد و شبانه به راه افتاديم . طولى نكشيد كه هوا طوفانى شد و باران سيلآسائى شروع بريزش كرد ، راه هم فوق العاده خراب و خطرناك بود در هرقدم به پلهاى خرابى ميرسيديم كه راننده با نهايت احتياط از آنها عبور ميكرد . طى آن 20 كيلومتر راه