تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
چون ما از دست زدن به اين اشياء كه براى عبادت به كار ميروند ممنوع بوديم بختياريها را وادار كرديم كه مقدارى از آنها را براى ما خريدارى نمايند .

قبرستانهاى قم

پس از خريد اين اشياء بقبرستان بزرگى رسيديم كه در مجاورت مقبره واقع بود ، در اين‌جا مانند اروپا در اطراف قبرستان دكانهائى ديده ميشد كه قبركنان و سنك‌تراشان در آنها منزل داشتند . اينها همه بخرج اموات زندگانى ميكنند و عايدات خوبى دارند زيرا كه از تمام ولايات و ايالات اموات را به اين شهر ميآورند تا در جوار مقبره دفن كنند . خوشبختانه ما بدون مزاحمت توانستيم عكسى از تشريفات دفن اموات بگيريم . در اين قبرستان هم آثار ثروت و فقر ديده مىشود يعنى در بالاى قبر مردگان ثروتمند گنبدهاى كوچك و بزرك و چهارطاقيها ساخته شده است در صورتى كه در روى قبر فقرا جز چند آجر نيم‌پخته چيز ديگرى ديده نميشود . در گوشه‌اى از اين قبرستان بنائى است كه از شاهكارهاى بسيار ممتاز و زيبا بشمار ميرود ولى متأسفانه در شرف خرابى است و اگر تعمير نشود مسلما پس از چندى گنبد آراستهء آن با كاشيهاى نفيس طلائى رنك از ميان خواهد رفت . مقبرهء حضرت فاطمه هم داراى ديوارهاى زيبا و مناره‌هاى باشكوه و گنبد طلائى بسيار مجللى است . چون هوا فوق‌العاده گرم بود و ما هم خسته شده بوديم بكاروانسرا مراجعت كرديم و در راه پيوسته سواران و پياده‌ها بما تنه ميزدند و اعتنائى بما سگان ناپاك كه خاك اين شهر مقدس را پايمال ميكنيم نداشتند .

پل رودخانه

پس از خروج از بازار از روى پل رودخانه عبور كرديم و نظرى برودخانه انداختيم كه آب كمى در آن جريان داشت و دباغان مشغول شستن چرم بودند . اين شهر باغهاى زيادى دارد كه درختان آنها اغلب انار يا توت است .