تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
زيرا كه در اين راه طولانى فرسوده و شكسته شده بود و بيم آن ميرفت كه ما را به مقصد نرساند . با اينكه اين وسيله نقليهء فنر ندارد محكم است . از قراريكه ميگفتند اينها را يك كلنى آلمانى كه در روسيه اقامت دارد ميسازد و از راه تفليس و جلفا و تبريز به ايران ميفرستد . بارى هرقدر بتهران و باغهاى مشجر آن نزديك ميشديم آثار حيات بيشتر محسوس ميشد ، پروانه‌هاى درشت خاكسترىرنك كه چشمان بزرگى در روى بالهاى خود داشتند در كنار راه در پرواز بودند . عدهء زيادى از مرغان كوچك قشنك برنك فيروزه‌اى كه خالهاى طلائى بالهايشان جلوه‌اى داشت در روى سيم تلگراف نشسته بودند و پر و بال آنها از تابش آفتاب درخشندگى خاصى داشت ، اين مرغان كوچك از عابرين وحشتى نداشتند و بعضى هم كه در پرواز بودند از بالاى سر اسبان و يا از مقابل دهان آنها عبور مينمودند .

قبرستان تهران

در پيچ‌وخمهاى راه گاهى قسمتى از شهر تهران ديده ميشد ، كمى بعد بقبرستان وسيعى رسيديم كه كرانهء آن پيدا نبود و در آن گنبدهاى كم‌ارتفاع و چهارطاقىهائى بنا كرده بودند . در حال عبور از اين قبرستان روايات الف ليل بخاطرمان آمد كه در هرصفحه ميگويد : « مسافرين ديررسيده چون دروازهء شهر را بسته مىبينند بمقابر بيرون شهر پناهنده ميشوند » . در اينجا دستورهاى بهداشتى مراعات نشده است ، از بوى عفونتى كه استشمام مىشود ميتوان حدس زد كه قبرها عمقى ندارند . در نزديكى شهر يخچالهائى را ديديم كه داراى ديوارهاى بسيار بلندى بودند . در زمستان حفره‌هائى را كه در پهلوى اين ديوارهاست از آب پر ميكنند تا يخ ببندد ، بعد يخ‌ها را در انبارهاى مسقفى ميريزند و براى تابستان ذخيره ميكنند . يخ‌بازان در هنگام زمستان ميآيند و در روى اين حفره‌ها يخ‌بازى ميكنند .