در اين موقع در سالون جلوى اطاق ما هياهو و جنبوجوشى پيدا شد . قهوهچى لوازم چاى را در روى سكوئى مرتب ميكرد . سماور و قورى و استكان و نعلبكى از شدت پاكى و تميزى براق شده و نظر مسافرين را به طرف خود جلب مينمود .
چنين مينمايد كه فخاران ايرانى اسرار و رموز ساختن كاشيهاى فيروزهاى رنك را در طى قرون عديده محفوظ نگاهداشتهاند . حوض هشتضلعى ميان سالون را هم با همين كاشيها كه رنك آنها مانند رنك آسمان صاف و شفاف است و انعكاس مطلوبى دارد ساختهاند ، آب حوض هم در مجاورت اين كاشيهاى ظريف درخشان رنك لاجوردى به خود گرفته و شعاع آفتاب كه از روزنهء سقف بدرون سالون تابيده بحوض پر آب و كاشيهاى آن جلوهء مخصوصى داده است .
كلكسيون مجتهد بزرك سمنان
در آغاز مسافرت ما تعريف كلكسيون آنتيك مجتهد سمنان را شنيده بوديم و اشتياق فراوانى داشتيم كه آن را تماشا كنيم .
خوشبختانه رئيس تلگرافخانه وسايل آن را فراهم ساخت و وقتى از او خواست تا ما به منزل او رفته گنجينهء گرانبهاى او را تماشا كنيم . البته اين ملاقات با كوشش و زحمت زياد صورت گرفت . مسافرين متعددى براى تماشاى اين گنج به سمنان رفته ولى نتوانسته بودند بديدن آن موفق گردند ، البته نفوذ موسيو سزارى مفتش كل گمرك خراسان هم براى حصول اين ملاقات دخالت كلى داشت .
ما بهمراهى راهنمائى كه در بازار انتظار ما را داشت از كوچههاى پرپيچوخم و از ميان ديوارهاى بلند به طرف خانهء مجتهد رفتيم . راهپيمائى در اين كوچههاى تنك كه اشعهء آفتاب را كمتر مىبينند خالى از زحمت نبود ، هيچگونه پنجرهاى در ديوارهاى بلند ديده نميشد فقط جابجا درى براى دخول بخانهها ديده ميشد . سرانجام راهنما قدرى بر سرعت افزود و در خانهاى را زد . در باز شد و ما وارد باغى شديم كه پر از درختان ميوه بخصوص تاك و انجير بود .
ما را به اطاقى بردند كه چند سكو داشت ، مجتهد و چند نفر ملا در روى آنها