تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
مشهد با مردم مانند همقطاران خود معامله نميكرد و براى تبديل قران بشاهى و صد دينار سود بيشترى مطالبه مينمود . رئيس نظميه او را احضار كرده و گفته بود كه بايد عايدات خود را با من تقسيم نمائى و چون صراف از دادن رشوه امتناع كرده بود او را بزندان انداخت ولى بعد ديگران توسط كرده و با دادن وجهى او را از زندان خلاص كردند . بارى پس از طلوع آفتاب ما از شريف‌آباد حركت كرديم . آفتاب نورافشانى مينمود و صحنه‌هاى بسيار قشنگى در اطراف ما تشكيل ميداد . پس از خروج از دهكده در فاصله كمى راه در ميان محوطهء مدورى افتاد كه از هرطرف جبال بلندى آن را احاطه كرده بود . از قبرستان كوچك بسيار تميزى عبور كرديم كه نظير آن را در جاهاى ديگر نديده بوديم . سنگهاى تراشيده‌اى با اشكال منظم روى قبرها افتاده بود از كنار بركهء بزرگى عبور كرديم كه پر از آب صاف بود و آسمان چنان كه در آئينه‌اى ديده شود در آن منعكس گرديده و صفا و جلوه خاصى به آن داده بود . زوارى كه دير رسيده بودند در در كنار اين بركه منزل داشتند از اين بركه ببعد راه از ميان كوهها ميگذشت .

برخورد بيك شخص اعيان

ناگهان از دور گرد و غبارى پديدار شد كه ورود شخص بزرگى را خبر مىداد . چون نزديك شديم شخص اعيانى را ديديم كه در ميان سواران خود اسب ميراند . در پهلوى او آشپزباشى بر روى قاطرى كه لوازم آشپزى بر آن بار بود نشسته و در دنبال ارباب راه ميپيمود در جلوى آقا قوشچى در حالى كه قوشى را بر روى دست داشت اسب ميراند . ما با كمال دقت اين هيئت آراسته را سان ديديم . كمى بعد دورنماى مقابل ما تغيير منظر داد و رشته‌جبال ديگرى از دور نمايان گرديد . تپه‌هائى كه از كنار آنها عبور ميكرديم از سنگ‌هاى بزرگ سياه‌رنگى مستور شده بودند . جابجا در دامنهء تپه‌ها چشمه‌هائى ديده ميشد كه در اطراف آنها درختان بيد و توت سر بر آسمان ميسائيد و مسافرين از استراحت كردن در سايه آنها لذت ميبردند .

آفتاب‌گردان

ايرانيان براى اينكه صورت خود را از اشعهء آفتاب محفوظ نگاهدارند وسيلهء خوبى اختراع كرده‌اند . يعنى قطعه چرم