اجتناب مينمايند .
فرشى كه در مشهد بافته مىشود چندان لطيف و مطلوب نيست معهذا صنعت فرشبافى در آنجا رونقى دارد ، اين فرشها را با دستگاهى ميبافند كه 5 / 2 تا 3 متر عرض و 4 تا 5 متر طول دارد ، در اين فرشها پشم پائيزى بيشتر به كار مىرود . بهاى اين فرشها را با ذرع مربع معين ميكنند . اغلب اين فرشها را تجار صادركننده خريده و باسلامبول ميفرستند كه از آنجا باروپا و امريكا حمل مىشود .
كارخانهء دخانيات
در اين شهر سه كارخانه كوچك سيگارسازى موجود است .
سيگار در اين ايالت زياد مصرف مىشود . توتون را از گيلان بمشهد ميآورند ، مدت چند سال است كه در حوالى مشهد هم كشت توتون معمول شده است .
زرگران و نساجان
در شهر مشهد زرگرها انگشترىهاى درشتى درست ميكنند كه حلقهء آن نقره و نگين آن فيروزه است و گاهى براى ارزانى نگين آنها را از بلور درست مىكنند و آنها را الماسنما ميگويند .
صنعت نساجى هم در مشهد رونقى دارد . نساجان پارچههاى مطلوبى با دست ميبافند كه بيشتر بنواحى ماوراء بحر خزر صادر ميگردد و به مصرف لباس تركمانان ميرسد ، شالهاى مشهد و اليجه آن معروف است .
در مشهد تقريبا 200 دستگاه دستى براى بافتن پارچههاى ابريشمى موجود است . در اين پارچهها رنگ قرمز و سبز بيشتر به كار ميرود .
پارچههاى پشمى بافت مشهد دو قسم است : قسم اول را هفترنگ ميگويند كه با موى بز يا پشم ميش بافته مىشود و قسم دوم را اسلامبولى مينامند زيرا كه بيشتر براى مصرف لباس باسلامبول صادر ميگردد . رنگ اين پارچهها تقريبا مطابق سليقهء اروپائيان است .