آب گرم ميشويد و هروقت ميل كرد از خزينه بيرون ميآيد . در اينوقت باز دلاك ميآيد و سه لنگ خشك براى او ميآورد . مشترى لنگ تر را از خود جدا كرده و يك لنگ نقش سردر حمام
خشك را بكمر مىبندد و يكى هم روى شانه مياندازد و سومى را بدور سر ميپيچد و دوباره وارد قسمت اول مىشود . در اينجا نيز شاگرد حمامى او را مشتومال ميدهد
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 637
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٦٣٧