مشغول است بجاى ساختمانها تپههائى در آن ايجاد كرده است ، معهذا تماشاى سردر مسجد آنكه هنوز بر جاى مانده و قريب 30 يا 40 متر از سطح زمين ارتفاع دارد زحمت تماشاكنندهاى را كه به آنجا رفته است جبران مىكند .
در مركز اين سردر قوس منكسر عريض قشنگى است كه يك كيلوئى با ضخامتى را تشكيل ميدهد و بقوس منكسر ديگرى اتصال پيدا مىكند كه ارتفاع آن كمتر از قوس اول است . اين قوس ثانوى تكيهگاه ديوار داخلى است كه در روى آن گنبد قرار گرفته است . در طرفين اين سردر طاق نماهاى مقوس ضخيمى ساخته شده كه هريك از آنها داراى طاقچه و يا پنجرهاى است . هزارههاى داخلى بنا با كاشيهاى هشتضلعى كه داراى الوان مختلف مىباشد مزين شده است . نقوش اين كاشيها متحد الشكل است و چنين به نظر ميآيد كه بعد از اتمام سردر در داخل بنا به كار رفته باشد ، قسمت زيادى از سطوح جانبى سردر با اشكال هندسى زينت يافته است . اين نقوش شباهتى به نقشهاى يونانى دارد ولى نظير آنها در كشورهاى غربى ديده نميشود . صنعتگران در سطوح باريك و طويل آجرهاى مينائى به كار بردهاند كه از حيث تزيين از اغلب ابنيهء ايرانى كه ما تاكنون ديدهايم بيشتر جلبتوجه مينمايد . نقوشى كه در زواياى طرفين قوس اصلى سردر ديده مىشود جنك دو اژدهاى عظيم الجثه را نمايش ميدهد . شكل اين دو اژدها كمى شباهت بنقاشىهاى چينى دارد و نفوذ صنعتگران چينى را در سبك ايرانى به خوبى نشان ميدهد .
در بالاى سر در هفت طاق نماى كوچك خودنمائى مىكند كه گويا با سليقه و ذوق مخصوص معمار اين بنا ساخته شده است زيرا كه نظير آنها در بناهاى ديگر ديده نميشود .
اين مسجد باشكوه با سبك مخصوصى بنا شده كه بهترين و زيباترين نمونهء آن در شهر سمرقند ديده مىشود . معمار باهوش تدابير مخصوصى براى استحكام اين سردر عظيم و جسيم به كار برده كه موجب حيرت باستانشناسان است و خواسته است سردرى بسازد كه بزرگتر و قشنكتر از سردر ساير مساجد موجود عصر خود باشد و چون
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٥٦١