پهناور خود را به آن دو پسر بخشيده و بهر يك از سه پسر ديگر خود يكى از تيرهاى طلا را بعلامت اينكه آنها و اعقابشان هميشه بايد مطيع بزرگتران خود باشند داده است و نيز گويند در موقعى كه يكى از شاهزادگان سلجوقى بر خراسان حكومت ميكرد ، طوايف تركمان 24000 گوسفند ساليانه بعنوان ماليات به او ميدادهاند ، شاهزادهء طماع به خيال افتاد كه اضافه مالياتى بر آنها تحميل نمايد و براى گرفتن اين اضافه يكى از صاحبمنصبان بزرك خود را مامور كرد كه نزد اين طوايف رفته و بهترين گوسفندان را از گلههاى آنها انتخاب نمايد و همراه بياورد . تركمانان از دادن اضافه ماليات سرپيچى كرده و بشورش پرداختند و با شاهزاده حاكم جنگيدند و عاقبت او را دستگير كرده باسارت بردند و مدت چندين سال او را در نزد خود نگاهداشتند ، روزها او را بر تختى نشانده و باستهزايش ميپرداختند و شبها در قفس آهنى محبوسش ميكردند .
داستان چنين مىرساند كه از آن تاريخ ببعد تركمانان ياغى شده و مشغول سرقت و غارت اهالى خراسان گرديدند و موجبات وحشت سكنه آنسامان را فراهم نمودند .
خلاصه تا موقع بر تخت نشستن آقا محمد خان قاجار ، تركمانان بسرقت و غارت مشغول بودند و اهالى خراسانرا باسارت ميبردند و بگلهچرانى واميداشتند . همين كه آقا محمد خان بر ايران مسلط شد و قدرتى پيدا كرد قشونى را براى سركوبى اين طوايف به طرف خراسان فرستاد ، در اين جنگها عدهء زيادى از تركمانان بقتل رسيدند و جمعى هم كه قسمت عمده آنها زنان و اطفال بودند اسير شدند و چون بيشتر زنان و اطفال از خانوادههاى بزرك اين طوايف بودند رؤساى آنها مجبور باطاعت شدند و ملتزم گرديدند كه من بعد دست از ياغىگرى و غارت بردارند و مانند سابق بگله چرانى مشغول شوند . آقا محمد خان هم عدهاى از فرزندان رؤساى آنها را بعنوان گرو بپايتخت خود آورد كه در آنجا مقيم بودند و در زمان سلطنت شاهان بعدى بيشتر آنها در جرگهء ملازمان و خدمهء شاهى درآمدند .
اسبان تركمانى
اسب تركمانى در ايران شهرتى دارد و با بهاى زياد خريد و فروش مىشود . ايرانيان بداشتن چنين اسبان مباهات ميكنند ،