ندارد . تمام سكنهء اين شهر در طبقهء تحتانى كمارتفاعى منزل دارند . در تمام خانهها يك مهتابى وجود دارد زيرا كه سكنه از رطوبت بيشتر از حرارت آفتاب رنج مىبرند .
ما از مهماننوازى افسران روسى استفاده كرده به اين خانهها وارد شديم ، در هريك از اين منازل اسباب مخصوصى وجود دارد كه حركات زمين را نشان ميدهد و بساكنين خبر ميدهد كه قبل از خراب شدن بام از منزل بيرون روند .
در اين شهر هم مانند بادكوبه چشمهاى وجود ندارد كه آب آن قابل آشاميدن باشد در اينجا نيز آب دريا را تصفيه و تقطير ميكنند تا سكنه بتوانند آن را به مصرف برسانند
راهآهن
عمارت ايستگاه راهآهن بسيار قشنگ و باشكوه و بسبك معمارى ايرانى ساخته شده است ، معمار ايرانى در اينجا شاهكارى بوجود آورده كه از هرحيث آراسته و جالبتوجه است .
سابقا يعنى تا ده سال پيش حركت قطارها منظم نبود و هميشه سه يا چهار ساعت ديرتر از وقت معمولى حركت ميكرد و اگر مسافرين شكايتى مينمودند كارمندان با خونسردى به آنها ميگفتند : چه بايد كرد ؟ وقت لازم است تا نامهها و بستههاى پستى برسد و ما آنها را در قطار جاى دهيم ، اما اكنون حركت قطار منظم شده و مسافرين در ساعت معين در قطار جاى ميگيرند و ساعت 5 / 6 يا 7 بعدازظهر قطار حركت مىكند .
راهآهن چندين كيلومتر در ساحل دريا دور مىزند و گاهى بقدرى به دريا نزديك مىشود كه مسافرين ريزش امواج را بر روى ريلها مشاهده ميكنند . پس از نيم ساعت راهپيمائى ناگهان قطار تغيير امتداد ميدهد و در بيابانى بطى مسافت ميپردازد كه به كلى لم يزرع و خشك است . قطار در هرساعت براى آبگيرى توقف مىكند ، ايستگاههاى بين راه همه كوچك و محقر است و بيش از يك يا دو اطاق براى منزل كارمندان ندارد . دولت روسيه در هريك از اين ايستگاهها آبانبار عميقى در زمين شنزار ساخته است ، از پلههاى متعددى بايد پائين رفت تا بشير آب رسيد . مسافر در اين بيابان شبهاى بسيار گرمى را ميگذراند و بواسطهء بلع غبار شن گلوى او خشك مىشود و پس از آشاميدن چند جرعه آب باهميت و ارزش اين آبانبارها پى ميبرد .