بىاندازه از اين مسافرت خوشوقت و حاضر بوديم كه تا طلوع آفتاب بيدار بمانيم و با صحبت تصفيهخانهء نوبل و چاههاى نفت
و تفريح شب را بسر بريم . جاى ما در طبقه اول كشتى بود ، چند نفر افسر روسى و
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٥٤٥