تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
يكنفر تاجر متمول هم در اين طبقه منزل داشتند . اين تاجر كه او را نواب ميناميدند با ده نفر از زنان حرم خود مسافرت ميكرد ، خواجهء سياهى با چهرهء عبوس مشغول پرستارى و اداره كردن زنان نواب بود جوانترين اين زنان صورت زيبائى داشت و روى خود را كاملا نميپوشيد . گاهگاهى هم بيكى از رفقاى جوان ما كه صورت با آب‌ورنگ و اندام رسائى داشت با گوشهء چشم نگاه ميكرد . خواجهء سياه كه مانند سك موحش دربان جهنم بود نگاه كردن آن زن را ديد ، فورا متغير شد و آمرانه بزنان فرمان داد كه در گوشه‌اى نشسته صورتهاى خود را بپوشانند ، بلافاصله زنان روبندهاى خود را در مقابل صورت كشيدند و خاموش نشستند . عرشهء كشتى پر از مهاجرين روسى بود كه همه لاغر و ضعيف و بدتركيب بودند . اينان براى بدست آوردن شغل بتركستان مسافرت مينمودند . ما هم آرزومند بوديم كه در آنجا روى خوشبختى را ببينند و زندگانى خوشى نصيبشان گردد . چند خانوادهء ايرانى هم با اطفال متعددى در اين كشتى بودند . زنان پارچهء سفيد عريض و طويلى در مقابل صورت آويخته بودند كه بالاى آن مانند تور قشنگى مشبك بود ، اين زنان گاهى روبندهاى خود را به پشت سر ميانداختند و ما ميتوانستيم بصورت‌هاى آنها كه از زيبائى بهرهء كاملى نداشتند نظرى بيندازيم .

بندر كراسنوودسك

ساعت ده و نيم يا يازده وارد بندر كراسنوودسك شديم ، سابقا كشتى به بندر اوزون‌آده وارد ميشد و روسها خيال داشتند كه آنجا را ايستگاه راه‌آهن قرار دهند ولى بعدها از اين خيال منصرف شدند و مدت ده سال است كه ايستگاه را در بندر كراسنوودسك قرار داده‌اند . مسافرين از اينجا با قطار بشهرهاى سمرقند و تاشكند ميروند . كراسنوودسك كلمهء روسى است و معنى آن ( آبهاى سياه ) است . خليج كوچكى كه كشتى در آن وارد مىشود عمق كمى دارد ولى در تمام فصول سال پر از آب است و كشتى در ورود به آن باشكالى برنميخورد و به همين جهت است كه سرويس كشتىرانى منظمى در اين بندر برقرار شده است . مسافت از بندر تا ايستگاه راه‌آهن زياد نيست و ميتوان آن را در چند دقيقه
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 546 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى