است ، مخصوصا كتبى كه در زمان سلطنت شاه اسمعيل و شاه طهماسب و شاه عباس نوشته شده بيشتر يافت مىشود .
شاهان صفوى براى برانداختن نفوذ مكتب چينى كوششى كرده و خواستهاند مكتب خاصى كه كاملا ايرانى باشد ايجاد نمايند ولى بطوريكه مشاهده مىشود باز هم اثر بسيار كمى از سبك چينى در قيافهء اشخاص و دورنماها و شكل ابرها باقى مانده است ولى اين نقيصه را رنكآميزى خوب و همآهنگى مطلوب و تركيبات خوشنما جبران ميكنند و ما هم نميتوانيم به اين سبك ابتكارى هنرمندان ايرانى ايرادى وارد كنيم زيرا كه تمام تزيينات داخلى عمارات و نقشههاى فرشها و ظروف كاشى و موزائيكها و البسه و پارچهها كه از شاهكارهاى قشنك و بىنظير محسوب ميشوند همه داراى همين سبك ميباشند .
از طرفى هم بايد ملاحظه كرد كه در قرون 16 و 17 سبك اروپائى نيز در پارهاى از مكاتب نفوذ پيدا كرده است و ما نمونههائى در دست داريم كه اين مطلب را مدلل و ثابت مىكند .
بطور كلى ميتوان مراحل ارتقاء و تكميل اين صنعت ايرانى را به پنج دوره تقسيم كرد :
دورهء اول زمان ساسانيان است كه آثار صنعتى كشورهاى رم و بيزانس در ايران نفوذ داشته است ( 226 تا 653 ميلادى ) .
دورهء دوم از ( 653 تا 1160 ) است كه در مكتبهاى تركستانى بازهم اثرى از نفوذ چينى و بيزانسى ديده مىشود .
دورهء سوم ( 1160 تا 1360 ) دورهء مغول است كه نفوذ سبك چينى بيشتر شده است .
دورهء چهارم ( 1360 تا 1499 ) دورهء تيموريان و اوج كمال اين هنر است .
دورهء پنجم ( 1499 تا 1736 ) دورهء صفويه است كه آثار بسيار زيباى آن در قرون 16 و 17 بوجود آمده و سپس رو بانحطاط رفته است .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 476
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٤٧٦