مينياتور الوان از اوايل قرن چهاردهم ببعد معمول شده است . نمونهء آن در كتاب تاريخ شاهزادگان چنگيزى كه در زمان سلطنت غازان و الجايتو نوشته شده ديده مىشود . اين كتاب را فضل اللّه ابن ابو الخير بن موفق الدين معروف برشيد الدين در شرح حال شاهزادگان چنگيزى در سال اول قرن چهاردهم بقلم آورده است .
صورتهاى اين كتاب بيشتر به اشخاص زاهد و عابد شباهت دارند و جاندار هم نيستند .
كتابهاى ديگرى هم هستند كه بعدها نوشته شده و اين سبك مينياتور را نمايش ميدهند . يكى تاريخ علاء الدين است كه در سال 1437 نوشته شده و سه مجلد از شاهنامه هم باقى است كه در سال 1441 و 1445 برشتهء تحرير درآمدهاند . اگرچه سلاطين مغول چندان با آثار هنرى سروكار نداشته و بيشتر اوقات خود را بجنك ميگذراندند و در موقع فراغت هم به شكار ميپرداختند معهذا كموبيش هنرمندان را تشويق مينمودند ، اين هنرمندان در آنزمان در شهرهاى بخارا و سمرقند و خيوه كار ميكردند .
در دوران تسلط تيموريان ( 1499 - 1360 ) سبك مينياتور اهميتى پيدا كرد بطوريكه در اواسط سلطنت اين سلسله مينياتورسازى داراى دو كانون مهم گرديد .
كانون اول آن خراسان بود و كتاب ليلة المعراج از آن كانون بيرون آمده است و كانون دوم آن ازبكستان بود كه در مشرق بحر خزر واقع است .
در كانون اخير شاهكارهاى بسيار ممتازى بوجود آمده است و بعدها اين سبك بتدريج صورت اوليهء خود را از دست داده و بطبيعت نزديكتر شده است يعنى تصوير اشخاص را بهتر و جاندارتر نشان ميدهد ، اين سبك در دوران سلطنت سلسلهء صفويه بدرجهء كمال ميرسد .
در اين دورهء تحول كتب خطى مصور متعددى بوجود آمده كه اكنون چند جلد از آنها در كتابخانهء ملى پاريس محفوظ است و ما در زير بشرح آنها ميپردازيم :
جلد اول از تأليفات ميرعليشير نوائى است كه شاعر بوده و سمت وزارت هم داشته است . اين كتاب در سال ( 1527 ) در هرات نوشته شده و داراى شش صفحه مينياتور است
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 473
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٤٧٣