با كارهاى قرون وسطى و كارهاى ايتاليائى قرون پانزده و شانزده رقابت مينمايند ، اگرچه نمونههاى مينياتورى در اروپا زياد يافت مىشود ولى متأسفانه متون كتابها مانند سابق كمياب است زيرا كه مالكين اروپائى آنها فقط بقشنگى نقاشيها اهميت داده و در فكر موضوع و تاريخ كتاب و ساير مزاياى آن نبودهاند .
بنابراين ما نميتوانيم راجع بكتب ايرانى و مينياتور آنها كار مثبتى كه براى تعليم و تدريس و تأليف سودمند باشد انجام دهيم زيرا كه ميدان تفحص و تحقيق ما محدود است . راجع به اين موضوع دانشمندانى مانند بلوشه
( Blochet )
و كلمان هوارت
( Clement - Huart )
و گاستن ميژن
( Gaston Migeon )
و سالادن
( H . saladin )
و گايه
( A . Gayet )
بحثهائى كردهاند ولى بعد از آنها با اينكه اين نمونهها مانند سيل باروپا وارد شدهاند قدمى فراتر برداشته نشده است و مقصود ما هم فقط دادن يك نظر كلى است و نميتوانيم آنطور كه شايد و بايد بتفصيل در باب كتب خطى و هنرهاى ايرانى قلمفرسائى نمائيم .
كتابهاى زيبا و مصور اسلامى در ايران و هندوستان تهيه شده است ، نقاشان مغولى و ايرانى توانستهاند آزادانه صورت انسان را در اين كتب ترسيم نمايند و آنها را به بهترين وجهى آرايش دهند اما اعراب كه از ترسيم صورت انسان ممنوع بودند در نقاشى سبك مخصوصى را ابتكار نمودند كه موسوم است بسبك عربى . در اين سبك نباتات را با شاخ و برگ و گل به خوبى نمايش دادند و در فن خود بدرجه استادى رسيدند ولى همسايگان آنها يعنى تركان ، چون مسلمانان متعصبى بودند از دستورات اسلامى پيروى كردند و از نقش صورت انسان در كتاب خوددارى نمودند بعلاوه چون صنعتگر و هنرمند هم نبودند فقط بخوشنويسى قناعت كردند .
تاريخ مينياتور
صنعت مينياتورسازى از ديرزمان در ايران معمول بوده و تاريخ پيدايش آن به زمان سلطنت ساسانيان ميرسد ( 653 - 226 ) مسعودى مورخ معروف نقل مىكند كه من در سال 303 هجرى ( 917 - 916 ) يك كتاب خطى ديدم كه داراى تصاوير تمام سلاطين ساسانى بود و اين