تصاوير را پس از مرگ هريك از آنها در اين كتاب ترسيم نموده بودند .
اين رسم در سلسلهء مغولها نيز معمول بوده است .
با وجود جنگهاى دائم بين ايران و امپراتورى بيزانس نفوذ سبك بيزانسى در آثار اين دوره نمايان است و حتى در زمان تسلط اعراب و تركها نيز اين نفوذ وجود داشته است . گواه گفتهء ما مينياتورهائى هستند كه آنها را مينياتورهاى رى مينامند و نمونهء آنها در سنوات اخير در پاريس ديده شده است . در اين نوع مينياتور صورتها پرتوانداز و سرها به شكل سرهاى زهاد و مرتاضان نمايش داده شدهاند و بتصاوير كتب خطى كشيشان يونانى شباهت دارند و موسيو « گايه » معتقد است كه اين سبك بسبك قبطىها شباهت دارد .
آثار هنرى مفرغى كه از آنزمان براى ما باقى ماندهاند داراى سبك مخصوصى ميباشند و با اينكه تأثير هنر بيزانسى در آنها ديده مىشود بعضى از تزيينات آنها دورهء هخامنشيان و پادشاهان بابل را بخاطر ميآورند ، مثلا جنك حيوانات و صحنههاى شكار يادآور تزيينات كاخ شوش و تزيينات ديگرى است كه در موزهء بريتانيا محفوظ مانده است .
بايد گفت كه ايرانيان در حالى كه از منابع يونانى استفاده ميكردهاند هرگز آثار نياكان خود را فراموش نكرده بودند .
در قرن هشتم نقاشان چينى بتركستان دعوت شدند و در آنجا مكتب مينياتورى ايجاد كردند كه در هنرهاى زيباى ايران نفوذ كرد و پس از آنكه برحسب سليقهء صنعتگران تركستانى و مقتضيات محيط تغييرى در اين سبك پيدا شد از راه هرات بهندوستان رفت اما از كارهاى قرن هشتم تا سيزدهم نمونهاى باقى نمانده است .
در زمان سلطنت چنگيز خان ( 1227 - 1160 ) و نوادهاش هلاكو ( 1265 - 1251 ) سبك چينى در ايران نفوذ كاملى پيدا كرد و هنرمندان و صنعتگران چينى در دربار سلاطين مغول قرب و منزلتى داشتند . كتابهاى مينياتوردار آنزمان بسيار كمياب هستند و فقط يك كتاب موجود است كه علاء الدين جوينى در ( 1290 ) راجع بتاريخ سلاطين مغول نوشته است و آن هم داراى يك صفحهء مينياتور است و مؤلف را نمايش
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٤٧١