و بقدرى با ظرافت گلدوزى شده كه گاهى گمركچيان ما تصور ميكنند كه اين نقشها در پارچه بافته شده است و مانند پارچهء معمولى از آنها گمرك ميگيرند .
نظر باينكه اين نوع گلدوزيها در ايران بدرجهء كمال رسيدهاند از ميان نخواهند رفت ، اكنون هم در ايران از اين گلدوزيها معمول است و آنها را براى روپوش صندوقچهها و جعبههاى آرايش به كار مىبرند . نقصى كه در اين نوع گلدوزى مشاهده مىشود اين است كه داراى نقش بسيار است و چنين به نظر ميآيد كه كار ماشينى است نه كار دستى .
جعبههاى كوچك و پوششها
در ژاپن مخصوصا در جزيرهء نيپن اشياء معمولى را كه زياد استعمال ميشوند بادقت ميسازند و هراندازه كه ممكن باشد آنها را تزيين ميكنند .
ايرانيان نيز اشياء تجملى را كه بكثرت استعمال ميشوند در نهايت ظرافت ميسازند ، ما راجع به قلمدانهائى كه از جمله شاهكارهاى نقاشى محسوب ميشوند در پيش سخن گفتيم ، در ساير چيزها هم مانند شانه و آئينه كوچك و قوطيها كه معمولا ايرانيان بادبزن مخملى زردوزى شده ، كار قرن 18 ( كلكسيون مؤلف )
در جيبهاى لباس گشاد خود ميگذارند همين دقت به كار رفته است . تمام اين قوطيهاى جيبى مانند قلمدان از مقواى لاكى ساخته شده و بطور جالبتوجهى از اشكال زيبا زينت يافتهاند و ميتوان آنها را در رديف كارهاى مارتن
Martin
نقاش معروف قرار داد . مارتن در قرن هجدهم در سلك حيات بوده و تمام كارهاى او را بنام خودش مارتن مينامند .