و نقشهاى مطلوبى بوجود ميآورند و روى آنها را هم با ابريشم الوان گلدوزى ميكنند ، گاهى هم نوشتهاى در حاشيه آن هست كه در آن عباراتى از قبيل ( مبارك باد ) و يا ( انشا اللّه بخوشى و كامرانى استعمال خواهد شد ) و غيره ديده مىشود .
در قرون هفدهم و هيجدهم كارگران ايرانى گلدوزى را بدرجهء كمال رسانده بودند ، آنها با قطعات ماهوت الوان عكس اشخاص را با لباس و اسلحه و جواهر زينتى بطور خوبى نمايش ميدادند و مثل اين بود كه نقاش ماهرى عكس شخصى را با قلم كشيده باشد .
از اين نوع گلدوزى كار رشت مقدار زيادى باروپا آوردهاند ولى بواسطهء فراوانى چندان ارزشى ندارند . در تركيه هم در قرن اخير بتقليد رشتىها گلدوزى معمول شده است با اين تفاوت كه قطعات ماهوت بجاى اينكه درهم فرورفته باشند رويهم قرار گرفتهاند و در پارهاى از جاها شش يا هفت قطعه رويهم دوخته شدهاند . اين پارچهها از دور نمايش پارچههاى رشتى را دارند ولى چون از نزديك و بادقت به آنها نگاه كنند ابدا با كارهاى رشت قابل مقايسه نيستند .
جليقههاى ايرانى
يكنوع پارچهء گلدوزى شدهء ديگرى هم هست كه در اروپا آن را جليقهء ايرانى مينامند و معلوم نيست بچه مناسبت آن را به اين نام خواندهاند زيرا كه هيچوقت رعاياى شاهنشاه ايران چنين پارچهاى را مانند جليقه بر تن نكردهاند بلكه زنان از اين پارچه شلوار درست ميكردهاند . اين شلوارهاى زنانه مانند دو لوله هستند و نمايش مطلوبى ندارند .
پوشيدن اين نوع شلوار از زمانهاى قديم تا قرن هجدهم در ايران معمول بوده و از آن تاريخ ببعد به كلى متروك گرديده است . اين شلوار مركب از قسمتهاى نوار مانند عريضى است كه بطور مورب در روى شلوار ديده مىشود و داراى گلهاى قرمزى است كه در روى زمينهء آبىرنك برجستگى دارند و گاهى هم دور گلها با رنك سبز گلدوزى شده و زمينه سفيد است .
گلدوزى اين گونه شلوارها بقدرى زياد است كه رنك زمينهء پارچه ديده نميشود