معمولا وقتى كه خانمى متشخص از خانه بيرون ميرود شاطر يا نوكرى جلو او ميافتد و بمردان عابر امر مىكند كه محض احترام صورتهاى خود را برگردانند .
خلاصه آنكه زنان هميشه بايد با اين لباسهاى عجيبوغريب از خانه بيرون روند و اگر احيانا كسى بخواهد نسبت به اين عادت زحمتآور اعتراض يا اقلا اظهارى تور روبند .
بكند بايد خود را قبلا براى شنيدن ملامت و تهديد و مجازات حاضر نمايد .
بطوريكه نقل ميكنند وقتى يكى از صاحبمنصبان ايرانى در اسلامبول زنى گرفت و او را همراه خود به تبريز آورد ، چون زن خواست به عادت معمولى خود عمل كند و مانند زنان عثمانى از خانه بيرون آيد مورد اعتراض واقع شد و مردم به شوهرش اخطار نمودند كه اگر زنش بر خلاف معمول زنان ايرانى بيرون آيد سلامت به خانه باز نخواهد گشت .
در هرحال زنان روشنفكر هم نميتوانند خود را از اين رسوم زحمتآور بر كنار نمايند ، خوشبختانه از وقتى كه مدرسهء آمريكائى و مدرسهء ريشارد خان فرانسوى در تهران تأسيس شده است پارهاى از دختران با روى باز در كلاس درس حاضر ميشوند ولى در كوچه با همان چادر رفتوآمد مينمايند . يكى از اين دختران كه پدر نداشت و در مدرسهء امريكائى تربيت يافته بود شجاعتى از خود بروز ميداد و بدون چادر در كوچه و خيابان حركت ميكرد و مردم هم او را آقا كوچولو ميناميدند . اين دوشيزه
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٢٩٣