و كنارهاى آن در زير چانه بوسيلهء سنجاقى بهم اتصال مييابند و فقط قرص صورت كه شعرا آن را تشبيه به ماه شب چهارده ميكنند بيرون ميماند ، زنان در فصل تابستان در اندرون با پاى برهنه راه ميروند ولى در زمستان با جوراب سفيدرنگى پاها را ميپوشانند .
پارچهء لباس خانمها از تافتههاى گرانبها و مخملهاى قشنك و زريهاى بسيار ممتاز است اين پارچهها از كارخانههاى يزد و كاشان بيرون ميآيند ، متاسفانه چندى است كه پارچههاى درخشندهء كارخانههاى فرانسه جاى آنها را گرفته و آن كارخانهها از كار افتادهاند .
اكنون در بيشتر حرمسراها همان لباس فوق الذكر معمول است ولى چنديست كه در پايتخت لباس بلند اروپائى هم معمول شده است و پارهاى از خانمها تمايلى به آن پيدا كردهاند يعنى خياطان و طراحانيكه از اروپا مخصوصا فرانسه بتهران آمدهاند اين طريقه را معمول كردهاند و همين خياطان تازهوارد هستند كه براى لعبتان قشنك تهرانى لباس ميدوزند .
شعراى ايران هم آراستگى لباس و آرايش پريرويان را ستودهاند و توصيه كردهاند كه اين دلبران رعنا بايد به لباس و آرايش اهميت دهند تا در دلبرى و طنازى و جلوهگرى ممتاز باشند ، يكى از آنها ميگويد سخنان شيرين و صداى ملايم و نگاه خمارآلود و كرشمه و طنازى از مختصات دلبرى زنان مىباشد .
استعمال انواع عطرها مخصوصا مشك اذفر و پوشيدن لباس حرير و آرايش با زيور هاى سيمين و زرين و جواهر گرانبها بر زيبائى و دلبرى مهوشان پرىپيكر ميافزايد و با چنين لباس ممتاز و آرايش كامل فقط يك تبسم كه از خلال لبها بيرون آيد براى اسير كردن دلهاى جوانان كافيست .
لباس بيرون
لباس بيرونى زنان بسيار زشت و كراهتآور است و شبيه بلباسهاى عجيبوغريبى است كه اروپائيان در مجالس بال ماسكه ميپوشند . پيرلوتى
( Pierre . Loti )
در كتابى كه عنوانش ( بسوى اصفهان ) است زنان ايرانى را كه در كوچه و بازار حركت ميكنند باشباح سياه خيالى و صور موحش