وضع تغيير كرد زيرا كه شاهان اين سلسله از قبايل صحراگرد و باديهنشين بودند و به اين نوع تجملات عادت نداشتند ، علاوه بر اينكه شاهان آنقوم از تماس با مردم پرهيز نميكردند زنان آنها هم بىحجاب بودند و در مجالس مردان حاضر ميشدند .
يكى از افسانههاى قديمى تاريخ حجاب را به زمان سلطنت « آسوئروس »
Assuerus
« 1 » مىرساند و ميگويد : روزى « واستى »
Vasthi
زن محبوب آسوئروس از حضور در مجلس مهمانى عمومى امتناع ورزيد درباريان بشاه گفتند كه ملكه ايران با چنين رفتارى بشاه توهين كرده است و از شاه درخواست نمودند كه او را مجازات نمايد . شاه براى رفع كدورت آنها گفت كه رفتار ملكه از روى بىاعتنائى زن خدمتكار با لباس كار .
نبوده است بلكه براى ابراز عفت باينكار مبادرت نموده است و صلاح در اين است كه زنان از اين نوع مجالس بادهگسارى كه متضمن بينظمى و فساد اخلاق است كناره - گيرى نمايند . از اين تاريخ ببعد زنان حرم شاهى و زنان بزرگان از ورود در مجالس مردان ممنوع شدند و حتى براى ابراز شأن و شوكت روى خود را نيز از مردان پوشيدند اما زنان قبايل و روستائى كه از مراسم و تشريفات دربارى دور بودند به حال خود باقى
هامش
( 1 ) اين نام در توراة ذكر شده و اين داستان منسوب است به خشيارشا .