نصيحت مىكند كه چگونه لباس بپوشد و چطور صحبت كند و اگر از او پرسشى بكنند پاسخ شايستهاى بدهد و با وضع موقرانهاى باطاق وارد شود و بخانمها سلام بدهد و با دست خود قليانى براى آنها بياورد .
اين نصايح در وجود دوشيزه تأثير بسزائى مىكند و ميفهمد كه گفتار و رفتار او با سرنوشت زندگانى او ارتباط دارد پس خود را جمع مىكند و پاسخهائى در خاطر خود حاضر مىكند كه در موقع لزوم به كار برد . پس از آنكه دختر به بهانهء چاى يا قليان آوردن بمجلس وارد مىشود و زنان بديدن او موفق ميگردند اگر حالت نشاط و سرورى پيدا كردند معلوم مىشود كه دختر مورد پسند واقع شده است و قرار ملاقات ديگرى را ميگذارند و اگر چيزى نگفتند و نشاطى بروز ندادند و رفتند نشانهء آن است كه دختر را نپسنديدهاند .
در ملاقات ثانوى زنان وضع خودمانى به خود ميگيرند و از شرايط ازدواج سخن بميان ميآورند ، معمولا پسر جوان نبايد روى نامزد خود را ببيند مگر موقعى كه مجلس عقدكنان منعقد شود و دوشيزه زن مشروع او محسوب گردد ولى دلالهها غالبا حيلهاى به كار برده و وسايلى فراهم ميآورند كه داماد بتواند نظرى به صورت زن آيندهء خود بياندازد . يكى از آن وسايل اين است كه دلاله روزى دختر را بخانهء خود براى كار لازمى دعوت مىكند و داماد را قبل از ورود او در جائى مخفى مىكند تا بتواند در موقع ورود دختر صورت او را ببيند . اگرچه خانوادههاى عروس و داماد از اين خدعهء دلالهء پير اطلاع دارند معهذا براى اينكه ديگران از قضيه اطلاع پيدا نكنند حرفى نميزنند .
مراسم نامزدى
وقتى كه والدين داماد و خود او بچنين پيوندى تن درميدهند ، روزى را معين كرده و براى نامزدى بخانهء والدين دختر ميروند . در اينروز افراد دو خانواده با هم ملاقات ميكنند ، زنان در اندرون و مردان در بيرونى جمع ميشوند و پس از تبادل تعارفات معمولى ، طاقه شال ترمه و انگشترى و پارچههاى گرانبهائى را كه براى لباس عروس آوردهاند بمادر عروس تقديم ميكنند