زنان هردو خانواده در اندرون جمع ميشوند و مطربان نيز حضور دارند ولى تا وقتى كه ملاها در آن خانه هستند سروصدائى بلند نميكنند ، ملاهاى مذكور با چند نفر از محارم عروس باندرون ميروند تا از دوشيزه اقرار بگيرند ، دوشيزه هم لباس گرانبهائى پوشيده و آرايش نموده است و موهاى پيشانى را بعلامت آنكه در جرگهء زنان شوهردار وارد شده است با قيچى چيده و پشت پردهاى نشسته و زنان گواه اطراف او را احاطه كردهاند .
نوازندگان قبايل كرد
يكى از ملاها خطابهاى ميخواند و لزوم تشكيل خانواده و ازدواج را كه از دستورات مذهبى است خاطرنشان مىكند و بعد به فارسى با صداى بلند ميگويد « اين جوان . . . فرزند فلان . . . مايل است كه سمت غلامى شما را با اين شرايط قبول كند » و شرايط را ميشمارد و بعد ميپرسد آيا شما راضى هستيد كه بزوجيت او درآئيد ؟
حجب و حيا اقتضا مىكند كه دختر در وهلهء اول پاسخى ندهد و پس از آنكه سه بار ملا پرسش خود را تكرار نمود باصرار زنان گواه با صداى آهسته ميگويد « بلى » پس از شنيدن پاسخ ملا از زنان ديگر ميپرسد كه آيا اين صداى خود دوشيزه بود و بميل و رغبت پاسخ داد يا نه و زنان گواه پاسخ او را تصديق ميكنند .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٢٦٠