تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
جارى شده است كه هرطبقه از اجتماع با هم‌سلك خود ازدواج نمايد ، مثلا تاجر با تاجر و اعيان با اعيان و علما با علما بايد پيوند نمايند . شرايط ازدواج با اقربا را هم دستورات مذهبى معين كرده‌اند و تعيين شده است كه با چه كسانى ازدواج جايز است و امر اكيد شده است كه با زنان عفيف و باتقوى بايد ازدواج كرد .

رضايت در ازدواج

در ايران ميل پسر و دختر در امر ازدواج دخالت ندارد و به رضايت و صلاح‌ديد والدين آنها مربوط است و به همين جهت است كه غالبا دختران پس از ازدواج ناراضى و شاكى هستند زيرا كه اين امر مطابق ميل آنها انجام نيافته است . يكى از جوانان تحصيل‌كرده و باهوش ايرانى وضع ازدواج ايرانيان را چنين شرح ميدهد : « زن و شوهر مثل اين است كه در جاى تاريكى دست دراز كرده‌اند و نميدانند كه چه چيز در دست آنها خواهند گذاشت . تنها چيزى كه يقين قطعى به آن دارند اينست كه هردو در آتيه بدبخت خواهند شد و اگر احيانا ازدواج خوشى صورت بگيرد و زوجين هم‌افق باشند از تصادفات نادر و عجيب محسوب ميگردد و جزء امور استثنائى است و نميتوان آن را از نتايج انتخاب دانست . مقدمات ازدواج و فراهم ساختن تشريفات آن تابع آداب و رسوم خاصى است ، يك ايرانى عاليمقام جناب اجل حاج عليقلى خان سردار اسعد بختيارى كه ايرانى ارجمندى است و مدتى مهمان فرانسه بوده است اطلاعات گرانبهائى در اين خصوص بما داده است كه ما در زير به نظر خوانندگان ميرسانيم .

دلاله‌ها

صرفنظر از پسران و دخترانيكه والدينشان بمناسبت خويشى و بستگى و روابط دوستانه براى آنها نامزدى انتخاب كرده‌اند ، ساير ازدواجها بتوسط زنان پيرى كه آنها را دلاله ميگويند و در شغل خود مهارت و تخصص شايسته‌اى دارند صورت ميگيرد . اين زنان پير ميدانند كه چه زنى براى فلان جوان لازم است و به هرخانه‌اى كه در آن دخترى سراغ داشته باشند ميروند و با كمال گرمى پذيرائى ميشوند زيرا كه حامل مژدهء خوشبختى هستند