باعث فساد اخلاق اشخاصى كه كاملا مسلط بر نفس خود نيستند مىشود . تواريخ و قصائد و غزليات شعراى بزرگ نيز خالى از اين آثار شهوانى نيستند .
كزنفن مورخ يونانى راجع بايرانيان قديم ميگويد كه ايرانيان به سه چيز اهميت فوقالعادهاى مىدهند و به آنها علاقه و دلبستگى خاصى دارند ، نخست تيراندازى ، دوم سوارى ، سوم راستگوئى . ميتوان گفت كه بيانات اين مورخ بزرگ يونانى راجع به دو موضوع اول هنوز هم تا اندازهاى مقرون به صحت است اما راجع بموضوع سوم كه راستگوئى باشد قضيه كاملا برعكس شده است و اگر احيانا وقتى قصد راستگوئى داشته باشند باز هم تا اندازهاى بيانات آنها با دروغ مخلوط است و مثل اين است كه دروغگوئى جزء اصول آموزش و پرورش آنها شده است ، آنها عقيده دارند كه حرف زدن بر خلاف واقع در پارهاى از موارد سودمند است ، يكى از تجار ايرانى كه با او سروكارى پيدا كردم راجع به اين موضوع به من چنين گفت : دروغگوئى روح تجارت است و اگر انسان دروغ نگويد ابدا موفق بانجام مقاصد خود نخواهد شد . خاوريان عقيده دارند كه چون باختريان نيروى ابتكار دروغ را ندارند به اين جهت آن را بد مىدانند .
نوكران ايرانى
وضع نوكران ايرانى با وضع مستخدمين ما تفاوت كلى دارد .
مخارج خوراك و پوشاك آنها بعهدهء ارباب است و در معاملات و خريد و فروش هم حق العملى برميدارند .
كسانى كه در ايران مسافرت كردهاند ميدانند كه نوكران حق العملى از تجار و دلالانى كه فرش يا ظروف چينى و ساير لوازم منزل را بارباب ميفروشند مطالبه ميكنند و غالبا اين نوع معاملات بدون اشكال خاتمه پيدا نميكنند .
رسم ديگريكه در نظر ما تعجبآور جلوه مىكند اين است كه اگر كسى بتوسط نوكر هديهاى براى دوست خود بفرستد گيرنده مجبور است كه مبلغى برسم