بطوريكه نقل ميكنند گويا شاهان قاجار از انجام چنين عملى كراهت داشتند و بجاى خود كسى را وكيل ميكردند كه قربانى كند . وكيل در اينروز لباس شاه را ميپوشد و مانند او سروصورت خود را آرايش ميدهد و جواهر زيادى بسر و سينهء خود مىزند و با شكوه و تجمل معمولى سلطنتى به عمل ميپردازد .
چند روز قبل از عيد قربان شترى را زينت ميكنند و در تهران ميگردانند و عدهء زيادى از سربازان و مطربان با سازوآواز در دنبال او حركت ميكنند . صبح روز عيد شتر را با آرايش و تجملات بيشترى از ارك سلطنتى بيرون ميآورند ، شاه مصنوعى در پيشاپيش آن با تشريفات و تجملات سلطنتى در حالى كه جمعى از درباريان او را احاطه كردهاند سوار بر اسب حركت مىكند . اين شاه دروغى لباس ابريشمى سبزى پوشيده و طاقه شالى را هم كه شاه اصلى در مقابل چنين عملى به او بخشيده حمايل كرده است . در دنبال او هم نمايندگان اصناف تهران پياده يا سوار بر قاطر حركت ميكنند و هركدام هوله يا بقچهاى به گردن بستهاند كه بايد قسمتى از گوشت شتر را در آن جاى دهند .
چون اين شاه مصنوعى با آن شكوه و جلال بمقابل كاخ نگارستان رسيد توقف مىكند و مستخدمين زينتهاى شتر را برميدارند و آن را عريان ميكنند و روى زمين ميخوابانند ، در اينموقع شاه مصنوعى جلو ميآيد و نيزهاى در گلوى آن فروميبرد ، پس از آن جمعيت بجان حيوان بيزبان افتاده ، قبل از آنكه جان بدهد آن را قطعهقطعه ميكنند و هريك از نمايندگان اصناف قسمت خود را مىبرند . معمولا نعلبندان سر آن را ميگيرند و سراجان كوهان آن را مىبرند و آهنگران و بقالان و قصابان گوشت ران و پاهاى آن را در ميان خود قسمت ميكنند .
نمايندهء شاه هم يك تكه از گوشت آن را سر نيزه زده فاتحانه ميبرد تا براى نشانهء انجام عمل قربانى بشاه نشان دهد .
وقتى كه نمايندگان اصناف قسمتهاى خود را گرفتند ، باقىماندهء حيوان را بجمعيت تماشاچى واميگذارند كه با كارد و چاقو مشغول بريدن گوشت بدن آن
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١٩٨