تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
در روى حوض مركزى درست كرده‌اند جاى ميگيرد و بيانات خنده‌آورى ايراد مىكند و تماشاچيان را با حركات و اشارات مخصوص خود ميخنداند ، پس از آن موزيك بنواختن آهنگهاى مخصوصى ميپردازد و جمعيت تماشاچى بدور حياط گردش مىكند ، عمر مصنوعى ريسمانى به گردن سگى بسته و حيوانرا زوزه‌كنان بدنبال خود ميكشد و چون اين سگ عادت بريسمان و بند ندارد پيوسته صدا مىكند و درصدد است كه پاى عابرين را بگزد . ياران عمر هم روى الاغها به شكل مضحكى سوار شده‌اند و عده‌اى هم در دنبال شيطان افتاده بفرمان او حركات مخصوصى ميكنند . شخصى كه نقش شيطان را به عهده دارد نصف بدنش عريان است ، صورتش با رنگ زرد نقاشى شده و در بدنش صور مضحكى ديده مىشود ، دوائر سفيد بزرگى در اطراف دهان و چشمان او كشيده‌اند و در سر او هم دو شاخ قرار داده‌اند و او را به صورتى درآورده‌اند كه هم مضحك و هم موحش است ، تمام اين مقدمات و تشريفات براى اين است كه عمر را بجهنم بفرستند ، خلاصه پس از آنكه جمعيت به اين ترتيب بدور حياط گشت عمر ميآيد و در روى تخته‌هائى كه در بالاى حوض قرار داده‌اند ميايستد و نطق مفصل مضحكى مىكند و به طرز مخصوصى غذا مىخورد و بامر شيطان شراب مينوشد و مست مىشود و برقص ميپردازد ، ياران و اصحاب شيطان هم در اين رقص با او شركت ميكنند و همين كه كاملا سرگرم رقصيدن شدند تخته‌ها را از زير پاى آنها ميكشند و همه در حوض افتاده بشناورى مشغول ميشوند و جشن به اين ترتيب با فريادهاى نشاطانگيز تماشاچيان بپايان ميرسد .

عيد قربان

بزرگترين عيد مسلمانان عيد قربان است . در اين‌روز هر مسلمانى بايد حيوانى را قربانى كند . توانگران گاو و گوسفند قربانى ميكنند و فقرا اگر بتوانند بكشتن مرغى اكتفا مينمايند . در دوران سلطنت سلسلهء صفويه در دربار ايران شتر قربانى ميكردند ، اين رسم هنوز هم در ايران باقى است و شاه بايد در اين‌روز شترى قربانى كند .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 197 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى