به او لعنت ميفرستند و تا هراندازه كه ممكن باشد از خفت و تحقير او كوتاهى نميكنند ، مثلا فرشبافان نام او را پائين قالى يا قاليچه بطور برجستهاى نمايش ميدهند تا در زير پاى واردين لگدكوب شود و همچنين كفاشان نام او را در زير تخت كفش قرار ميدهند تا پيوسته پايمال گردد و بعضى هم نام او را در كف پاى خود خالكوبى ميكنند تا پيوسته در زير پا باشد . شيعيان در روز عيد عمر جشن ميگيرند و مجسمهء عمر را با وضع بسيار مضحكى ميسازند و پس از توهين به آن ، سرانجام در ميان فريادهاى شادمانى و هلهلهء تماشاچيان آن را آتش ميزنند .
مجلس تعزيه در حياط مسجد در روز عاشورا
اين جشن عمركشان را بانواع مختلف فراهم ميسازند و ما در اينجا يكنوع آن را شرح ميدهيم :
براى اين جشن تشريفات زيادى فراهم مينمايند ، در مركز حياط مسجد يا تكيه يكنفر لوطى كه لباس مضحكى پوشيده است در روى سكوى بلندى كه غالبا
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص١٩٦